شمعِ جا مانده به پهلوی مزارم باشی

 

می شود عاشقِ دلداده و یارم باشی؟

و به کوتاهیِ"یک عمر"کنارم باشی؟

 

حسرتِ دیدنِ تو،کرده زمین گیر مرا

«دردِ بیچاره»منم!کاش دچارم باشی

 

سوختم،سوختم از گرمی احساساتم

آهِ مرداد شدم تا تو بهارم باشی

 

بی قرارت شده ام در تب و تابم هرشب

می شود«عشق»تو یک لحظه قرارم باشی؟

 

ترسم از مرگ و از آن رفتن اجباری نیست

ترسم آن است که«تو»چوبه ی دارم باشی

 

آه!یارم نشدی،کاش که بعد از مرگم

شمعِ جا مانده به پهلوی مزارم باشی


رقیه نوری پور 

 

/ 0 نظر / 18 بازدید