شادی و غم بعد از این در چشم من مثل همند

شادی و غم بعد از این در چشم من مثل همند

روزهایم بی تو، با شب کاملا مثل همند

 

بین امروز من و دیروز هایم فرق نیست

ساختن با او و بی تو، سوختن مثل همند

 

هی نگو مثل خودت دیوانه ات هستم، مگر

جنس احساس و جنون مرد و زن مثل همند؟!

 

گرچه خاطر خواه های شاعری داری، ولی

شعرهای دیگران و شعر من مثل همند؟!

 

غیرِ آغوشت نخواه آرام باشم هیچ جا

عطر و بوی غربت و خاک وطن مثل همند؟!

 

بی تو در روز عروسی بی گمان در خاطرم

تور دور دامن و بند کفن مثل همند

 

زینب اکبری

/ 0 نظر / 48 بازدید