تقصیر خودمه همش عزضه هیچ کاری ندارم هر وقت اومدم یه کاری انجام بدم گند زدم.

خدایا مگه امید من فاحشه که هر لحظه بهش تجاوز میشه

فال حافظ هم گرفتم این اومد:

 

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
آری شود ولیک به خون جگر شود

آن سرکشی که در سر سرو بلند تست

         کی با تو دست کوته مادر کمر شود



اهنگ اومدم بزارم این بود:

سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن

خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه

 

دیگه هیچی ندارم بگم

 

♥ ۱۳٩٢/۱٢/۱۸ ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()