میدانیـــ ... !؟ . ! از هــمان زمانیــــ که جای " تو " به " من " گفتی : " شـ ـ ـ ـــما " فهمیدمــــ ـپای " او " در میان استــ ـ ــ ـ ـ ـــــ ... *اینقــ ـ ـ ـــدر مرا از رفتنت نتـــــــرسان! ماندنـــ کنار منــــ لیاقــ ـ ـ ـــــت میخواســت نه بهانه... میخواهیــ برویـــــ برو... بلـــ ـ ـ ـــــند میگویمـ به درک که رفتیـــ... *ببیـــــــــــن...! توئیــــ که نیسیــــ اشکامــو پاکـــــ  کنی... عمــــــــــــــــــرا بذارم وقتی میخندمــــ کنارم باشیـــ بگو خب! *اولیـــــن و اخریـــــــن پسریــ کهــــ جلویشــ  زانو خواهم زد، پسرمــــ خواهد بود... ان همـــ برای بسـتن کفشهایشــــــ . . . *همیشه بهم میگفت زندگیمی.... وقتی رفت من بهش گفتم:مگه من زندگیت نیستم؟ گفت آدم برای رسین به عشقش باید از زندگیش بگذره....

♥ ۱۳٩٢/۱۱/۱٧ ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()