مهرداد گفته بود انشا بنویسید در باره پاییز من اینو نوشتم. چند  نمره چند میگیرم ؟

 

به نام خدا
ما اوایل از پاییز بدمان می امد . ولی اکنون که شغل شریف لوازم التحریر هستم عاشق پاییز و مدرسه می باشم.
در کودکی ما هر وقت که پاییز میشد . مادرمان مکررا زیر فرش ها را می گشت شاید از برگه های امتحانی و کارنامه هایمان اثری بیابد  مانند یعقوب و یوسف.
البته در ان زمان کارنامه ها بزرگ بودند و از گوشه ی فرش بیرون میزدند. اخر ان زمان کاغذها یارانه داشت و...اخ سیاسی شد ولش

اما نوای دل:
دل ما نواهای متفاوتی دارد که به چند مورد اکتفا می کنیم:
زمان گرسنگی: قارو قور....
زمان امتحان: تالاپ تولوپ...
زمان دستشویی رفتن: اخییییییییش...
و قسط الاهذه
کلا این پاییز بهترین پاییزم بود چون.... دیگه روتون زیاد نشه

♥ ۱۳٩٢/٩/٢٧ ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()