وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى کَثِیرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلًا ﴿70﴾((لإسراء)) 

معنی ظاهر ایت شنیده باشی لیکن معنی باطن بشنو.

می فرمایدکه((ادمیزاد را ما برگرفتیم او محمول عنایت ماست در بر و بحرو بر وبحر ادمی را بر نتواند گرفت.زیرا که او بار امانت ما دارد ان بارکه برو بحر او را نمی تافت و گرفت چون ادمی ان بار برگرفت بر و بحر او را با ان بار چگونه بر توانند گرفت چون او با همه عجز وضعف بار ما کشدما با همه قوت و قدرت وکرم اولاتریم که بار او کشیم.زیرا که ما عاشق و معشوقیم.انچه ما را با ادمی وادمی رابا ما هست نه ما رابادیگری ونه دیگری را با ما افتاده است)‌).

      گر دل به هوای لولیی(کولی)برجوشد

                                    صد ترک بر او عرضه کنی ننیوشد 

میان عاشق و معشوق کس در نگنجد.بار نازمعشوقی معشوق عاشق تواند کشید وبار ناز عاشقی عاشق هم معشوق تواند کشید.چنان که معشوق ناگذران عاشق است عاشق نیز ناگذران معشوق است.خواست معشوق عاشق را پیش از خواست عاشق بود معشوق را.

جامه عشق را تار ((یحبهم)) امد و پود ((یحبونه))

اینا رو نوشتم شاید بیشتر قدر خودمونو بدونیم و یادمان باشد که هستیم و چقدر برای او عزیزیم

چندان نازست ز عشق تو بر سر من

                                 کاندر غلطم که عاشقی تو بر من

♥ ۱۳٩٠/۱٢/۱ ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()