نمیدونم چرا ولی همیشه فکر میکنم ایناهنگ حال منو داره:

هیچکی نمی مونه که با من توی راهم همسفرشه

آخه می ترسه که با من با دل من دربه در شه

هیچکی نمی دونه که چشمام چرا همیشه خیسه خیسه

چرا هیچکی حتی یه نامه واسه من دیگه نمی نویسه

هیچکی نمی دونه که قلبم تا حالا چندفعه شکسته

هیچکی نمی دونه سر راه اون تا حالا چند دفعه نشسته

((آخه تو کلبه سوتو کورو تاریک قلبم خورشید که جا نمی شه

می دونم اگه تا لحظه مرگم بگردم دنبالش پیدا نمی شه))

♥ ۱۳٩۱/٤/٧ ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()