تو روان به خواب شهری، من از این خیال ترسان
مگریز از خیالم، مگریز، رو مگردان!

من و گونه های خیسم به امید شانه هایت
به فسون ماه ماند، شب سرد انتظارت

علیرضا کلیایی

♥ ۱۳٩٥/٦/۸ ساعت ٦:۱٧ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()