آنقدر برای دیدنت عجله کردم که “دلم ”

بند کفش هایش را نبسته بود!

با همان حال، تمام دشت را دویدم تا به تو برسم؛

که مبادا پیش از من “ناز نگاهت” خریدار پیدا کند

آخر شنیدم که کسی میگفت:

شقایقها هم عاشق میشوند…

♥ ۱۳٩٤/٢/٥ ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()