نمیدونم چرا چند وقته هوای این اهنگ رو دارم:

رو در و دیوار این شهر

همش از تو یادگاره

توی این کوچه تاریک

منو تنها نمیذاره 

یاد حرفهای قشنگت

که تو قلبم لونه می کرد

یاد دلتنگی چشمات

که منو بهونه میکرد

میزنه آتیش به جونم

پس کجایی مهربونم

آخه من ترانه هامو

واسه ی کی پس بخونم؟

دل من هواتو کرده

آخ کجایی نازنینم

کاشکی بودی و می دیدی

بی تو من تنها ترینم

توی این بازی که ساختی

من همه هستیمو باختم

زیر پات گذاشتی آخر

عشقی که من از تو ساختم

اگه تو دوستم نداشتی

از دلم خبر نداشتی

دلت از سنگ شده انگار

که منو تنها گذاشتی

می شینم منتظر اینجا

تا تو برگردی دوباره

تا بشینی پای حرفهام

بریم تا ماه و ستاره 

می دونم میای یه روزی

یه روزی که خیلی دیره

یه روزی دل شکسته ام

سر ابن کوچه می میره

 

♥ ۱۳٩۳/۸/۳٠ ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()