روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک

های پایین کوه بود...

از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟

مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید

و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.

حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام

بدهی.

مورچه گفت: « تمام سعی ام را می کنم...!»

حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را

جابجا کرد.

مورچه رو به آسمان کرد و گفت:

خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آ ورد...


♥ ۱۳٩۱/٢/٢٦ ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()