پر و پا قـرص ترین مشتـری ام از بس که
نــــاز همـراه حـیـــــای تــو خریــدن دارد

♥ ۱۳٩٥/٥/۳۱ ساعت ٥:٤٠ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

در لباس آبی از من بیشتر دل می بری

آسمان وقتی که می پوشی کبوتر می شوم

♥ ۱۳٩٥/٥/٢۸ ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

وعشق

آنقدرها هم که فکر می کردیم 

عادلانه نبود 

زن همسایه عاشق شد 

پیراهن بلندتری دوخت

من عاشق شدم

گریه های بلند تری سر دادم

در عصر ما

همه 

همیشه

دیر می رسند

یکی به اتوبوس

یکی به قطار

یکی 

به یکی...

 

رویاشاه حسین زاده

♥ ۱۳٩٥/٥/٢۸ ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

 

نزن آتش به درختی که خودش سوخته است

 

محسن  نظری

♥ ۱۳٩٥/٥/٢۸ ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

ای کوه پر غرور من،سنگ صبور تو منم
ای لحظه ساز عاشقی،عاشق با تو بودنم
روشن ترین ستاره ام،میخواهم- میخواهمت
تو ماندگاری در دلم،میدانمت - میدانمت

ای همه وجود من،نبود تو نبود من
ای همه وجود من،نبود تو نبود من

♥ ۱۳٩٥/٥/٢۸ ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

وقتی تو نیستی ...

شادی کلام نامفهومی ست !

و " دوستت می‌ دارم " رازی‌ ست ،

که در میان حنجره‌ ام دق می ‌کند !

و من چگونه بی‌ تو نگیرد دلم ؟

اینجا که ساعت و آیینه و هوا ،

به تو معتادند ...



حسین منزوی

♥ ۱۳٩٥/٥/٢٧ ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

      کسی که ایستاده را " قائم" می گوییم .

و کسی که دیگری را می ایستانَد " قوّام "

حالا بخوان

" الـرِّجَــالُ قَـوَّامُـونَ عَـلَی النِّــسَاءِ "

 مرد که باشی می ایستانی

♥ ۱۳٩٥/٥/٢٧ ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

شعر محبوب من

ادامه مطلب

♥ ۱۳٩٥/٥/٢۳ ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

برایت
دلتنگیِ عصرِ پاییز را می فرستم،
مثلِ کلاغ های دمِ غروب
هیچ جا نیستم
فقط گاهی
یکی از پرهایم می افتد...

♥ ۱۳٩٥/٥/٢۳ ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

فتواهای عجیب وهابیت :

ادامه مطلب

♥ ۱۳٩٥/٥/٢۳ ساعت ۳:٤۳ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

مُشـــرکان کز هر ســـــــلاحی فتنه و شــر میکُنند 

 از عـبا هنگامه وز عمّـــامه محشـر میکنند

 

این محبت محتسب با دکّـــــــهۀ گـــــــــبران نــکرد 

 کایـن گروه تُحفه با محراب و منبر میـکنند

 

یک ســخن کز دل برآید برلب اینــــقوم نیســــــت  

 گرچه از بانگ اذان گوش فلک کر میــکنند

 

در دل مــــــــــردم هراس کیفر انـــــدازنـــدگــــــــان 

 خود چــرا کمتر هراس از روز کیـفر میکنند

 

آنچــــه دین در قرنـــها کافر مســـلــمان کـــرده بود

این حریــفان جمـله را یکروزه کافر میکنند

 

چون حقایق مسخ شده دین جز یک افسانه نیست

 کور دل آنانـــکه این افســانه باور میکنـنـد

شهریار

♥ ۱۳٩٥/٥/٢٢ ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

" چشمهایت "
به چه کسی رفته است؟


این تنها رفته ای است
که دوست دارم

♥ ۱۳٩٥/٥/٢٠ ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

 

همای اوج سعادت به دام ما افتد

اگر تو را گذری بر مقام ما افتد

♥ ۱۳٩٥/٥/٢٠ ساعت ٥:٤٢ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

یـه دوس‌دختر موفرفری هم نداریم،
لُــپش رو بکشیم بگیم: چطوری بَـبَـعیه من؟!
اونم ذوق کنه . . . بگه: بَـــــــــــــــــــــــــــع

♥ ۱۳٩٥/٥/٢٠ ساعت ۱:٥٠ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

 مرا اتفاقی" پیر "کرد که

هرگز رخ نداد

♥ ۱۳٩٥/٥/۱٩ ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

عقیم دشت بی حاصل دلم وای
نسیم دره باطل دلم وای


خراب خسته از پا نشسته
دلم وا دلم، دلم وا دل، دلم وای


دلم تنگ و دلم تنگ و دلم تنگ
گریبان غمت را می زند چنگ


صبوری کو که چون دیوانه مردم
بکوبم چون سبویش بر سر سنگ


دلم و دلم و خون و دلم خون
از این دنیای دون دنیای وارون


کمک کن تا زنیم از مکمن عشق
به اردوی غم عالم شبیخون


حسین منزوی – همایون شجریان

♥ ۱۳٩٥/٥/۱٧ ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

من پنجره ای باز شده رو به شمایم

دیوار نمی خواست خودم را بسرایم

ماندم که در آن آجر و این شیشه ، چه فرق است ؟

وقتی که کسی هوش ندارد به صدایم

محمد علی بهمنی

♥ ۱۳٩٥/٥/۱٧ ساعت ٢:٠٤ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

به جست‌و‌جوی تو در چارراه رهگذران

نگاه دوخته‌ام در نگاه رهگذران

تمام رهگذران، چیزی از تو کم دارند

نظارة تو کجا و نگاه رهگذران؟

در ازدحام خیابان، شبی تو را دیدم

که ناپدید شدی در پناه رهگذران

مرا به یاد تو و بخت خود می‌اندازد

لباس‌های سفید و سیاه رهگذران

بدون بودن تو، میله‌های زندان است

خطوط پیرهن راه‌راه رهگذران

تو نیستی که ببینی برای یافتنت

چگونه زُل زده‌ام در نگاه رهگذران

ولی بپرس از این مردم غریب بپرس

که من چه می‌کشم از قاه‌قاه رهگذران

 بهروز یاسمی

♥ ۱۳٩٥/٥/۱٦ ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()


گل آفتابگردون هر روز به انتظار دیدن یاره
اما خورشیدو پوشونده ابری که تاریکه و تاره
چشمای آفتابگردون ***** باز نگران از ابرا
داد می زنن این تنها ***** طاقت دوری نداره
تا بشه وقتی خورشید ***** از دل ابرا پیدا
باز کار آفتابگردون ***** انتظاره انتظاره
آخرش ابرا رو از رو ***** رخ خورشید بر می دارم
توی آغوش نفس هام ***** عطر لبخندو می یارم
واسه دیدارت همیشه ***** می زنم تا آسمون پل
بمون همیشه کنارم ***** تویی خورشید، منم اون گل
دونه دونه دونه،دونه دونه ***** پاک کنیم اشکای روی گونه هارو
دونه دونه دونه...
پر کنیم از شادی همه خونه ها رو ***می خوام اون ابرای تیره که گرفتن روی خورشید
همه بارون بشن اما ببارن رو گل امّید  ****  تاکه چشمونم همیشه باشه به آسمون تو
تا بمونم من همیشه گل آفتابگردون تو
♥ ۱۳٩٥/٥/۱۳ ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

گفتی ز ناز ، بیش مرنجان مرا، برو …..

آن گفتنت که

بیش مرنجانم آرزوست ….

 

مولانا

♥ ۱۳٩٥/٥/۱۳ ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

روزی به رهی مرا گذر بود

خوابیده به ره جناب خر بود

از خر تو نگو که چون گهر بود

چون صاحب دانش و هنر بود

 

گفتم که جناب در چه حالی

فرمود که وضع باشد عالی

گفتم که بیا خری رها کن

آدم شو و بعد از این صفاکن

 

گفتا که برو مرا رها کن

زخم تن خویش را دوا کن

خر صاحب عقل و هوش باشد

دور از عمل وحوش باشد

 

نه ظلم به دیگری نمودیم

نه اهل ریا و مکر بودیم

راضی چو به رزق خویش بودیم

از سفرۀ کس نان نه ربودیم

 

دیدی تو خری کشد خری را؟

یا آنکه برد ز تن سری را؟

دیدی تو خری که کم فروشد ؟

یا بهر فریب خلق کوشد ؟

 

دیدی تو خری که رشوه خوار است؟

یا بر خر دیگری سوار است؟

دیدی تو خری شکسته پیمان؟

یا آنکه ز دیگری برد نان؟

 

دیدی تو خری حریف جوید؟

یا مرده و زنده باد گوید؟

دیدی تو خری که در زمانه؟

خرهای دیگر پیش روانه

 

یا آنکه خری ز روی تزویر

خرهای دیگر کشد به زنجیر؟

هرگز تو شنیده ای که یک خر؟

با زور و فریب گشته سرور

 

خر دور ز قیل و قال باشد

نارو زدنش محال باشد

خر معدن معرفت کمال است

غیر از خریت ز خر محال است

 

تزویر و ریا و مکر و حیله

منسوخ شدست در طویله

دیدم سخنش همه متین است

فرمایش او همه یقین است

 

گفتم که ز آدمی سری تو

هرچند به دید ما خری تو

بنشستم و آرزو نمودم

بر خالق خویش رو نمودم

 

ای کاش که قانون خریت

جاری بشود به آدمیت

 

طنزپرداز:  فیروز بشیری

 

♥ ۱۳٩٥/٥/۱۳ ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

ما کتاب کهنه ای هستیم سرتا پا غلط!
خواندنی ها را سراسر خوانده ایم امّا غلط!

سال ها تدریس می کردم خطا را با خطا
سال ها تصحیح می کردم، غلط را با غلط!

بی خبر بودم دریغا از اصول الدین عشق!
خط غلط، انشا غلط، دانش غلط، تقوی غلط!

دین اگر این است ! بی دینان زِ ما مؤمن ترند
این مسلمانی ست آخر؟  لا غلط الّا غلط !

روز اوّل درس مان دادند، یک دنیا فریب
روز آخر مشق ما این بود: یک عُـقـبا غلط!

گفتنی ها را یکایک هر چه باد و هر چه بود
شیخــنا فرمود امّا یا خطا شد یا غلط!

گفتم از فرط غلط ها دفتر دل شد سیاه!
گفت می دانم غلط داریم آخر تا غلط !

روی هر سطری که خواندیم از کتاب سرنوشت
دیده ی من یک غلط می دید و او صدها غلط!

یا رب از تو مغفرت زیباست، از ما اعتراف
یا رب از تو مرحمت می زیبد و از ما غلط!

علیرضا قزوه

♥ ۱۳٩٥/٥/۱٢ ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

ای غریبه ازکجایی که واسه من غمگساری
تو همونی که تو قلبم یه صدای موندگاری
وقتی با شب، شب تیره، اون شبی که صبح ندیده
باخودم تنها میشینم تاسپیده
تواونی که همصدایی
همصدای آشنایی

حالا جز ناله ی سازم واسه من درمون نمونده
نغمه ی ساز دل امشب منو سوی تو کشونده

گروه ارین. غریبه

♥ ۱۳٩٥/٥/۱۱ ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

مژه ها و چشم یارم به نظر چنان نماید

که میان سنبلستان چرد آهوی خطایی 

فخرالدین عراقی

♥ ۱۳٩٥/٥/۸ ساعت ٤:۳۳ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

اگه دست من بود به آسمون میگفتم
که ستاره هاشو دور سرت بریزه


دنیامو میدادم پای چشات بفهمی
یه نگاه سادت چقدر برام عزیزه

محسن یگانه

♥ ۱۳٩٥/٥/٦ ساعت ۳:۱٤ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

بحرانِ نوشیدن چای بی تو در این خانه


مهمترین بحران خاورمیانه است و


این احمق ها هنوز سر نفت می جنگند

♥ ۱۳٩٥/٥/٥ ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

استفراغ چیست ؟

نوعی سونو گرافی فوق پیشرفته که فقط در فیلمهای ایرانی جواب میدهد

و ضریب اشتباهی ندارد کلا !

حتما شخص مورد نظر حامله است

♥ ۱۳٩٥/٥/٥ ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

پسره پست گذاشته بود که بین آیفون ۶ و نوت ۴ کدوم رو بگیرم ؟

دختره کامنت گذاشته بود ، هیچکدوم خوب نیستن ، به دردت نمیخورن .

بیا من رو بگییییر ، آشپزی هم بلدم ، نون هم میگیرم

آشغالا رو هم دم در میزارم ، کنترل تلوزیون هم دست خودت باشه

♥ ۱۳٩٥/٥/٥ ساعت ٢:٠۳ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

تمام وسعت قلمرو احساسم برای تو می تپد
همان قلبم را می گویم که
گاهی تنگ میشود
گاهی بهانه گیر
گاهی بی هوا سر به هوا می شود
گاهی…
اما بی شک زمانی آرام است که تو بخندی

♥ ۱۳٩٥/٥/٤ ساعت ٦:٢۳ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

رها کردیم خالق را ، گرفتاران ادیانیم !
تعصب چیست در مذهب ؟!
مگر نه این که انسانیم !
اگر روح خدا در ماست...
خدا گر مفرد و تنهاست ....
ستیزه پس برای چیست ؟!
برای خود پرستی هاست ..
من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم
از آن گرگی که می پوشد لباس میش می ترسم
هراسم جنگ بین شعله و کبریت و هیزم نیست
من از سوزاندن اندیشه در آتیش می ترسم ...

سیمین_بهبهانی

♥ ۱۳٩٥/٥/۳ ساعت ۳:۱٤ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()