یادتون باشه  هرگز به مشکلاتتون لبخند نزنید
مشکلات شعور که ندارن



فکر می کنن شما خوشتون اومده ، میرن فامیلاشون هم میارن

 

♥ ۱۳٩٥/۳/۳٠ ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

دنیا می خواد غزل دوریتو گوشه ی چشمای من بنویسه

هرجا احساس غریبی کردی مطمئن باش که چشمم خیسه

♥ ۱۳٩٥/۳/٢٩ ساعت ٢:٢۸ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

دکتر گفت چرا سیگار میکشی؟؟؟
گفتم بتو چه! تو داروهاتو بنویس کارت به این کارا نباشه!!



اونم برام شیاف نوشت
هرنیم ساعت یکی!نگران

♥ ۱۳٩٥/۳/٢٤ ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

تبتو از لحظه های من نگیر این همون داغی که میپرستمه
وقتی که دستاتو میگیرم ببین اختیار کل دنیا دستمه

من که یه عمره پر از بغضم ببین واسه یه لبخند تو چه میکنم
زندگی دلیل بغض من نبود تو نمیخندی تو نمیخندی که گریه میکنم

دیگه بعد از این سمت من بیای
هر چی تو بگی هر چی تو بخوای


خودتو پایین میاری پای من که تورو پیدا کنم فقط همین

چیزی جز افتادن ز چشمای تو منو از بالا نمیزنه زمین

از خودم خیلی خجالت میکشیم وقتی حتی از منم دلت پره
وقتی حالتو عوض نمیکنم بودن من به چه دردی میخوره

♥ ۱۳٩٥/۳/٢٤ ساعت ٢:٠٧ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

زان می عشق کزو پخته شود هر خامی

گرچه ماه رمضان است بیاور جامی

روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دل

صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی

♥ ۱۳٩٥/۳/٢۱ ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

من تو را خواهم برد

به عروسی عروسکهای

کودک خواهر خویش

که در آن مجلس جشن

صحبتی نیست ز دارایی داماد و عروس

صحبت از سادگی و کودکی است

چهره ای نیست عبوس

کودک خواهر من

در شب جشن عروسی عروسکهایش می رقصد

کودک خواهر

من

امپراتوری پر وسعت خود را هر روز

شوکتی می بخشد

کودک خواهر من نام تو را می داند

نام تو را می خواند

گل قاصد آیا

با تو این قصه ی خوش خواهد گفت؟


♥ ۱۳٩٥/۳/۱٦ ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی..

اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی!

 

هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم!

اندوه بزرگی ست چه باشی.. چه نباشی..

 

علیرضا بدیع

♥ ۱۳٩٥/۳/۱٤ ساعت ٢:۳۳ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

و " عزیزم " ...

به بعضی ها خیلی می آید

مثلا وقت هایی که

مرا " عزیزم " صدا می کنی ... !

چقدر تو

به من می آیی

 

حمیدجدیدی

♥ ۱۳٩٥/۳/۱٤ ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

عجیب نیست

در آوردن خرگوش یا کبوتر

از کلاه یک شعبده باز


وقتی تو

از لای موهایت

بهار را بیرون می آوری

♥ ۱۳٩٥/۳/۱٠ ساعت ٢:۳٤ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

شاعر میگه:

کفتر روی بوم اومد ، پیغوم رو پیغوم اومد

هی نامه پشت نامه ، بنویس من از خدامه

از بس قشنگ پیغومات،دلم میخواد بشم فدات

کاشکی منم به این خوبی ،میشد که بنویسم برات

 

چیه خو پست ندارم بزارم دیگه ناراحت یچی گذاشتم سنتون قدنده بهشنیشخند

تازه از 2.5 گیگ نت گوشیم 2.3 گیگش سوخت. اونوقت با سیستمم دیال اپ میامعصبانیعصبانی

♥ ۱۳٩٥/۳/٦ ساعت ٤:٤۱ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

در این زمانه بی های و هوی لال پرست

خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست

 

چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را

برای این همه ناباور خیال پرست؟

 

به شب نشینی خرچنگ های مردابی

چگونه رقص کند ماهی زلال پرست

 

رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند

به پای هرزه علفهای باغ کال پرست

 

رسیده ام به کمالی که جز اناالحق نیست

کمال دار برای من کمال پرست

 

هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری ست

به چشم تنگی نا مردم زوال پرست

 

محمدعلی بهمنی

♥ ۱۳٩٥/۳/۳ ساعت ٢:٤۱ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

 

وه که جدا نمی‌شود نقش تو از خیال من

تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من

 

ناله زیر و زار من زارترست هر زمان

بس که به هجر می‌دهد عشق تو گوشمال من

 

نور ستارگان ستد روی چو آفتاب تو

دست نمای خلق شد قامت چون هلال من

 

پرتو نور روی تو هر نفسی به هر کسی

می‌رسد و نمی‌رسد نوبت اتصال من

 

خاطر تو به خون من رغبت اگر چنین کند

هم به مراد دل رسد خاطر بدسگال من

 

برگذری و ننگری بازنگر که بگذرد

فقر من و غنای تو جور تو و احتمال من

 

چرخ شنید ناله‌ام گفت منال سعدیا

کاه تو تیره می‌کند آینه جمال من

 

♥ ۱۳٩٥/۳/٢ ساعت ٥:٤٩ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()