زندگی زیباتر می شود
 به شرطی که
یادمان نرود

به اندازه
تمام
برگ های رقصان پاییز
برای
یکدیگر
 آرزوهای خوب
 داشته باشیم.

به اندازه تمام برگهای پاییزی براتون آرزوهای خوب دارم ............

♥ ۱۳٩۳/٦/۳۱ ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

👋 خسرو شکیبایی چه زیبا گفت:
گاهی باید نبخشید کسی را که بارها او را بخشیدی و نفهمید، تا این بار در آرزوی بخشش تو باشد!
گاهی نباید صبر کرد باید رها کرد و رفت تا بدانند که اگر ماندی رفتن را بلد بوده ای!
گاهی بر سر کارهایی که برای دیگران انجام میدهی باید منت گذاشت تا آنرا کم اهمیت ندانند! گاهی باید بد بود برای کسی که فرق خوب بودنت را نمی داند!
و گاهی باید به آدمها از  دست دادن را متذکر شد! آدمها همیشه نمی مانند یکجا در را باز میکنند و برای همیشه می روند...

♥ ۱۳٩۳/٦/۳۱ ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

زن و موبایل *

از آن روزی که اینترنت بنا شد
 زن خونه ز مرد خود جدا شد

نه چای آماده و نه استکانی 
 دریغ از پختن یک لقمه نانی

سر صبحی که پی وو تا سحرگاه
موبایلش روشنه هر گاه و بی گاه

گهی اینترنت و واتس آپ و گه چت 
پیامک میزنه این خط به اون خط

خیالش نی بچش از گشنه مرده 
 خوراکش خورده یا اینکه نخورده

خیالش نی که مردش خسته و زار 
میا خونه شبانگاهان سر کار

سرش توی موبایلش هی میخنده 
 پیامک میزنه خالی میبنده

بجای همدمی با مرد خونه
موبایلا روز و شب همدمشونه

الهی این موبایلا را تو بشکن 
دل بیچاره ی مردا رو نشکن

قدیما مرد و زن همراه و همدل 
حالا همدم شده خط ایرانسل

الهی کابل اینترنت جدا شه 
 موبایلا از دست زن ها رها شه

از آن روزی که این وایبر بنا شد
 زن خونه ز مرد خود جدا شد

♥ ۱۳٩۳/٦/۳۱ ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

عاشقتم به قیمت هرکار که تو بگی کنم

فکرت امون نمیدتم یه لحظه زندگی کنم

 

پایین نیاورده هنوز این گریه ها تب منو

من انتخاب نمیکنم به سمت ردت رفتنو

 

وقتی نگاهت میکنم رویا به باور میرسه

قلب زمین میایسته و دنیا به آخر میرسه

 

یه عمره که خیال تو  یه قسمت از وجودمه

ببین هنوز برای من فرق میکنی تو با همه

 

هر نفسم پر میشه از عشق تماشا کردنت
یه عمر آزگاره که رها نمیشم از تبت

                                                          مهرنوش

♥ ۱۳٩۳/٦/٢۸ ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

 شاید اونجوری که باید قدرتو من ندونستم

حرفهایی بود توی قلبم من نگفتم نتونستم

من به تو هرگز نگفتم با تو بودن ارزومه

نقش اون چشمای معصوم لحظه لحظه روبرومه

نیومد روی زبونم که بگم بی تو چی هستم

که بگم دیوونتم من زندگیمو به تو بستم

تو رو دیدم مثل اینه تویه تنهایی شکستی

من کلامی نمی گفتم که برام زندگی هستی

نمی دونستی که چون گل توی قلب من شکفتی

چشم تو پر از گلایست اما هرگز نمی گفتی

♥ ۱۳٩۳/٦/٢۸ ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

دلم میخواد فقط یه بار دوباره باهات حرف بزنم
فقط صداتو بشنوم هرچی بگی دم نزنم
دلم میخواد بهم بگی دلت برام تنگ شده بود
بگی که وقتی نبودم هیچی برات قشنگ نبود

دروغ بگو ولی بگو هنوز هوامو داری
هرچی که دوست داری بگو نگو دوسم نداری

 

دلم میخواد واسه یه بارم که شده تو باشی
تو شعرای ساده من سرخی واژه ها شی
داغش نمونه به دلم که دستتو بگیرم
اونقده عاشقت بشم تب کنی من بمیرم

دلم میخواد گریه کنم دلت برام بسوزه
بگی که لحظه های ما برای تو هنوزه
دلم میخواد باور کنم که رفتنت یه خواب بود
دلم میخواد باور کنی نبودنت عذاب بود

دروغ بگو ولی بگو هنوز هوامو داری
هرچی که دوست داری بگو نگو دوسم نداری

♥ ۱۳٩۳/٦/٢۱ ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

بـیــا
ایـن هــوا، هـوای خوبـی اسـت
بـرای دلــتـنـگ بـودن ...
مـن بـغـض هایـم را
بـا روح زخمـیـم می آورم ،
تـو آغـوشـت را، بـا بـوسـه هایـت ...
بـگـذار دسـت کشیـدن از تــو
هـمچنـان غیـر مـمکـن بـاشـد!
بـیــــــــا ...

 

همچنان

سقف آرزو های منی

♥ ۱۳٩۳/٦/٢۱ ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

پست فعلا ثابت

فردا صبح دارم میرم پادگان البته شاید بعد از ظهر بیام شاید هم نیام

البته میگن که پنجشنبه و جمعه میایم خونه

 

یکی از دوستای خوبم شاید بیاد و نظراتتون رو جواب بده

خواستم بدونین ادم خیلی خیلی بهتر و قابل اعتماد تر از منه

بهم سر بزنید فراموشم نکنید من از فراموش شدن میترسم هفته ای یه بار اگه بیام اپ میکنم منتظر باشید ها

ادیتتون کردم حلالم کنید شرمندتونم دعام کنید دعاتون میکنم

♥ ۱۳٩۳/٦/٢٠ ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

 

تنهایم

مثل همان مسجد بین راه

هر که می آید مسافر است

میشکند!!

هم نمازش را ...

هم دلم را ....

 

♥ ۱۳٩۳/٦/٢٠ ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

تو را نه به چارقد سیاه می خواهمت
نه به رنگ و لعاب
تو را به مهربانی ات
دل نازکت
حس ماندنت
تو را به آفتاب روی برفها
به یک قدمی بوسه
به همراهی باران
تو را به سادگی
به برگ گل می خواهمت
تو را می خواهم به مانند
شاپرکی از راه رسیده
هراسانِ شاخه گلی
و قاصدکی پر هیاهو
و تو را می خواهمت
به شِکرنگاهی
تو خوبی
به مانند خودت
آرزوی من است
مرد تو باشم ...

 

♥ ۱۳٩۳/٦/٢٠ ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

چه حس غریبیست 
مثل حس خلاء
              حس خالی بودن 
                              حس تهی بودن
                                          حس دوست داشتن
                                                          بدون دوست داشته شدن
حس فریب خورده ای که 
                        به درگاه خدا چنگ می اندازد
                                                     شاید همه چیز دروغ باشد

♥ ۱۳٩۳/٦/٢٠ ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

روزهایی مثل امروز 
که هوای روزگارم ابری است
هوای چشمانم بارانی
و هوای قلبم طوفانی
تو باید باشی
تویی که تمام دنیای منی
بیایی تا آغوش گرمت
چشمان پرمهرت
دستانت نوازشگرت
صدای دلنوازت 
بیادم بیاورند که خوشبختم 
ای همه دنیای من امروز به تومحتاجم مثل تشنه به آب
*بــــــ*اران

♥ ۱۳٩۳/٦/٢٠ ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

لحظه ها می گذرند و روزها را خاکستر می کنند و من در گرد وغبار این ثانیه ها می دوم
به دنبال چه نمی دانم.
هراسانم از آن که فصل ها پوست می اندازند و من هنوز در کالبد خویش جانم
شاید خیالی ست بس بیهوده که رسیده باشم
به آنچه خواسته ام    به آنچه که باید می رسیدم و به آنچه که لیاقت رسیدن به آن را داشته ام
تشنه لبم ؛ دروغ است اگر بگویم به جرعه ای بیش نیازمند نیستم
دریا می خواهم ب  وسعت آفاق به وسعت دریا

♥ ۱۳٩۳/٦/۱٩ ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

شمع جمع شاپرکهایی رضا
ای کلید ساده مشکل گشا
آن گل زیبا گل خوشبو تویی
ای رضا جان، ضامن آهو تویی
با نگاهت چون کبوتر کن، مرا
تا بگیرم اوج، خوشحال و رها 

 

 میلاد با سعادت امام هشتم مبارک .....................

♥ ۱۳٩۳/٦/۱٦ ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

ﯾﮑﯽ ﻣﺜﻞ ﺣﻀﺮﺕ ﯾﻮﺳﻒ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺧﻮﺷﮕﻠﯿﺶ ﻭ
ﺯﮐﺎﻭﺗﺶ
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺸﻪ ﻋﺰﯾﺰ ﻣﺼﺮ
.
.
.
ﯾﮑﯽ ﻫﻢ ﻣﺜﻪ ﻣﻦ . . . . . .

ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺷﮕﻠﯽ ﻭ ﻣﺘﺎﻧﺖ ﻭ

ﺟﺬﺍﺑﯿﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺸﯿﻨﻢ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﭘﺴﺖ ﺑﺬﺍﺭﻡ ﺷﻤﺎﻫﻢ

ﻭ ﮐﺎﻣﻨﺖ ﻧﺰﺍﺭﯾﺪ!!!

خو یه ذره از دلم در بیارید دیگه

 

………………………………

 

کی از کاربردای "لــایــن" این بود که قیافه تک تک مزاحم تلفنیامو دیدم !!
.
.
.
بعضی هاشون مراحم بودن کصافطا

هییییییی لگد به بختم زدم رفت

……………………………

یه چیز غمگین نوشتم دختره کامنت گذاشت وای موهای تنم سیخ شد{-16-}

منم نوشتم :

ااااایی.. مگه تنت مو داره؟؟؟!!!!

بیشعور بلاکم کرد

……………………………..

یه دوس دخترم نداریم !

ولی یکیو زیر نظر داریم

شاید اون فرد خوشبخت شما باشی دوست عزیز

شانس خود را امتحان کنید و با من تماس بگیرید …

……………………..

ﻋﺎﻗﺪ :ﮔﻔﺘﯿﺪ ﻋﺮﻭﺱ ﺧﺎﻧﻢ ﺷﺎﻏﻠﻨﺪ؟
ﻋﺮﻭﺱ :ﺑﻠﻪ ﻣﻌﻠﻤﻢ
ﻋﺎﻗﺪ : ﺑﻪ ﺑﻪ ﺗﺒﺎﺭﮐﻼ،ﻣﻌﻠﻤﯽ ﺷﻐﻞ ﺍﻧﺒﯿﺎﺳﺖ . ﺧﻮﺏ ﻋﺮﻭﺱ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﭼﯽ ﻫﺴﺘﯿﻦ؟
ﻋﺮﻭﺱ: ﺭﻗﺺ ﻋﺮﺑﯽ ﺣﺎﺝ ﺍﻗﺎ !!...

♥ ۱۳٩۳/٦/۱٤ ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

تو مثل دعای مادرم


از ته دل می آیی

♥ ۱۳٩۳/٦/۱۳ ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

مهدی مینویسد:

خاطرات مزخرف 14 روزه

اقا اونجا که ما هستیم روزی 12/13 ساعت فعالیت سخت بدنی زیر افتاب داریم ولی اب خوردن نداریم. یک هفته که کلا اب قطع بود

اب پادگان شوره همونم نمیزارن روزی 2/3 بار بیشتر بخوریم ولی همه اینا خوبه شباش سخته تو تنهایی میخوابی

حالا میگن مثل ین که هر 5 شنبه میایم. دعا کنید تحملش راحت باشهلبخند

♥ ۱۳٩۳/٦/۱۳ ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

*****************************************************

 
ای دریغا ای دریغا ای دریغ               کله ام را داده اند صیقل سه تیغ
 
روز های اولی را یاد کن                     خویش را در خاطرات آزاد کن
 
روزی که داخل شدی در پادگان         با لباس کار و پوتین و نشان
 
یاد آن حس غریب حسی عجیب            آمدی تنها و بی کس بی حبیب
 
فکر پیدا کردن یک دوست ناز            تا شود محرم تو در سر و راز
 
تا که این دوران به تو بد نگذرد         تا خوشی ها ساده از سر نپرد
 
آمدی تا دوره ای را سر کنی             فوت و فن جنگ را از بر کنی
 
آمدی با استرس با اضطراب             آمدی آباد گردی ای خراب
 
با لباسی شیک و آقا آمدی                 از در دژبانی بالا آمدی
 
طی شد آن راه دراز با حال زار          تا رسیدی اندر این گردان چار
 
استرس هر لحظه باز میشد شدید        لبخند ها روی لب شد ناپدید

*******************************************************
 
کو آن رقص های در ماشین راه         کو مقامت؟ثروتت؟ آن تخت و جاه؟
 
کو غذای خوب و چایی دم به دم؟          آمدی لیک اندر آغوش تو غم
 
کو موبایلت اس ام اس ها راه به راه       دوست دختر کو و کو آن رخ چو ماه
 
ژیلتی نیست ریشهایت شد بلند              توی جیب های کثیفت حبه قند
 
دمپایی و روی پایت گرد و خاک          بهر صف اولی  گشتی هلاک
 
کله هامان ساف و صیقل داده بود       جسم هامان بهر رزم آماده بود
 
آمدی و صف ها تشکیل شد              عدد گروهان یک  تکمیل شد
 
مردی آمد با لباس استتار                 روی سکو ایستاد مردانه وار
 
گفت و گفت و گفت او از پادگان        روز اول ترس را انداخت به جان

♥ ۱۳٩۳/٦/۱٢ ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

وقتی که تو نیستی
از زندگی سیرم
بی تو روزی صدبار
از غصه میمیرم
وقتی که تو نیستی طاقت نمیارم
کاشکی میدونستی چقد دوست دارم

 

دستات ، آره تکیه گاهمه
شونت ، بهترین پناهمه
قلبم ، برای تو میزنه
بی تو ، بی بهونه میشکنه
دارم دیوونه میشم
باید بمونی پیشم
ببین چجوری عشقت
منو زده آتیشم
آره دیوونه میشم
اگه نمونی پیشم
تا اون نفس آخر
از تو جدا نمیشم

بیشتر از جونم تورو میخوام
به تو مدیونم تورو میخوام
یک لحظه بی تو مگه میشه
تنها با من باش تا همیشه

ببین چجوری آسون ، منو دیوونه کردی
این دل بیچاره ، میکشه چه دردی

دستات ، آره تکیه گاهمه
شونت ، بهترین پناهمه
قلبم ، برای تو میزنه
بی تو ، بی بهونه میشکنه
دارم دیوونه میشم
باید بمونی پیشم
ببین چجوری عشقت
منو زده آتیشم
آره دیوونه میشم
اگه نمونی پیشم
تا اون نفس آخر
از تو جدا نمیشم

تویی صدای قلبم..

♥ ۱۳٩۳/٦/۱٢ ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

وقتی که تو نیستی
از زندگی سیرم
بی تو روزی صدبار
از غصه میمیرم
وقتی که تو نیستی طاقت نمیارم
کاشکی میدونستی چقد دوست دارم

 

دستات ، آره تکیه گاهمه
شونت ، بهترین پناهمه
قلبم ، برای تو میزنه
بی تو ، بی بهونه میشکنه
دارم دیوونه میشم
باید بمونی پیشم
ببین چجوری عشقت
منو زده آتیشم
آره دیوونه میشم
اگه نمونی پیشم
تا اون نفس آخر
از تو جدا نمیشم

بیشتر از جونم تورو میخوام
به تو مدیونم تورو میخوام
یک لحظه بی تو مگه میشه
تنها با من باش تا همیشه

ببین چجوری آسون ، منو دیوونه کردی
این دل بیچاره ، میکشه چه دردی

دستات ، آره تکیه گاهمه
شونت ، بهترین پناهمه
قلبم ، برای تو میزنه
بی تو ، بی بهونه میشکنه
دارم دیوونه میشم
باید بمونی پیشم
ببین چجوری عشقت
منو زده آتیشم
آره دیوونه میشم
اگه نمونی پیشم
تا اون نفس آخر
از تو جدا نمیشم

تویی صدای قلبم..

♥ ۱۳٩۳/٦/۱٢ ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

نیشخندببخشید دیدم مهدی نیست روحیتون خرابه گفتم شاد شید اگه بیاد ببینه همچین اهنگی گذاشتم سرشومیکوبه به دیوار دوست داشتم .............زبانمهدی سلیقه نداره .....ازطرف نخوددددیییی ....چقدم به شخصیتش میخوره.............خخخخخخخخخخ

♥ ۱۳٩۳/٦/۱٠ ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد

باعث اشک ریختن تو نمی شود اگر کسی تو را آنطورکه میخواهی

دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد

دوست واقعی کسی است که دستهای تورابگیردولی قلب تورالمس کند

بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی

و بدانی که هرگزبه اونخواهی رسید

 

♥ ۱۳٩۳/٦/٩ ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

ناراحتگاهے فقــط یک تشابـه اسمی، براے چنـــــد لحظــه

باعث میشـــه دقیقــاً احساس کُنے کـه قلبت داره از تـــو

سینـه ات کنــده میشــه…

♥ ۱۳٩۳/٦/٩ ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

وقتی نخواهد بشود...

 

خودت را هم بکشی نمیشود

شماره اش را پاک میکنی

نمیشود..

با دوستانت بیشتر وقت میگذرانی....

نمیشود

گوشی ات را می اندازی یک گوشه که اس ام اس ها و حرفها و پست های قدیمی اش را نبینی..

نمیشود...

آری...خاطرش از دلت پااااک نمیشود!

هرچه سعی میکنی ب دلتنگی هایت بی تفاوت تر باشی...

بیشتر میفهمی که رد دوست داشتنش تا به اعماق قلبت فرو رفته است پاااااک هم نمیشود!

پاک نمیشود...

دیوانه میشوی...

در ازدحام جمع های دوستانه ات میان قه قه ی خنده هایت یادش می افتی...

بغض میکنی...

میشکنی...

میمیری...

اما او رفته است!

دیگر هیچ چیز مثل قبل نمیشود...

دیگر او مال من نمیشود...

♥ ۱۳٩۳/٦/٩ ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

ﺗﻮ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﻪ ﻣﻨﻢ ﺩﺍﺭﯼ ﺯﺟﺮ ﻣﯿﮑﺸﯽ
ﯾﮑﯽ ﻋﺎﺷﻘﺘﻪ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻋﺎﺷﻘﺸﯽ
ﺗﻮ ﺟﺎﯾﻪ ﻣﻨﻢ ﭘﺮ ﻏﺼﻪ ﺷﺪﯼ
ﻧﺬﺍﺭ ﺧﺴﺘﻪ ﺑﺸﻢ ﻧﮕﻮ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﯼ

=====

ﻧﮕﺮﺍﻧﻪ ﻣﻨﯽ ﮐﻪ ﻧﮕﯿﺮﻩ ﺩﻟﻢ
ﻭﺍﺳﻪ ﺩﯾﺪﻥ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﻩ ﻣﯿﺮﻩ ﺩﻟﻢ
ﻧﮕﺮﺍﻧﻪ ﻣﻨﯽ ﻣﺜﻞ ﺑﭽﮕﯽ ﻫﺎﻡ
ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻣﻦ ﺍﺯت ﭼﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ

=======

ﻣﮕﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻤﻮﻧﻢ
ﻣﺤﺎﻟﻪ ﺑﺬﺍﺭﯼ ﻣﺤﺎﻟﻪ ﺑﺘﻮﻧﻢ
ﺩﻟﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﻟﺘﻨﮕیـﺎﺵ ﺑﯿﺸﻤﺎﺭﻩ
ﻫﻨﻮﺯﻡ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺗﻮ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺭﻩ
ﻋﻮﺽ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﻮ
ﺗﻮ ﯾﺎﺩﻡ ﺩﺍﺩﯼ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﻣﻮ

ﺗﻮ ﺭﻭ ﺗﺎ ﺗﻪ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﻢ ﮐﺸﯿﺪﻡ
ﺑﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺗﻮ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﻧﺪﯾﺪﻡ
ﻧﮕﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺁﺏ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻣﻦ ﮔﺬﺷﺘﻪ
ﻣﮕﻪ ﺟﺰ ﺗﻮ ﮐﯽ ﺳﺮﻧﻮﺷﺘﻮ ﻧﻮﺷﺘﻪ
ﺗﺤﻤﻞ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﻧﺒﺎﺷﯽ
ﺩﻟﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺧﺪﺍﺷﯽ

===========

ﯾﻪ ﻏﺮﻭﺭ ﯾﺨﯽ ﯾﻪ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺳﺮﺩ
ﯾﻪ ﺷﺐ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﭼﯽ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﮔﻠﻪ ﮐﺮﺩ
ﯾﻪ ﺩﻓﻌﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﻫﻤﻪ ﭼﯽ ﺭﻭ ﺳﭙﺮﺩ
ﺩﯾﮕﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﮑﺮﺩ ﻓﻘﻂ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﮐﺮﺩ

===========

ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻣﻨﯽ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻗﺮﺻﻪ ﺩﻟﻢ
ﺗﻮ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﻨﯽ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﻪ ﺩﻟﻢ
ﺑﻐﻠﻢ ﮐﻦ ﺍﺯﻡ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﻤﻮ ﺑﮕﯿﺮ
ﺑﺬﺍﺭ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻨﻢ ﭘﯿﺶ ﺗﻮ ﺩﻝ ﺳﯿﺮ

=====================

ﻣﮕﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻤﻮﻧﻢ
ﻣﺤﺎﻟﻪ ﺑﺬﺍﺭﯼ ﻣﺤﺎﻟﻪ ﺑﺘﻮﻧﻢ
ﺩﻟﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﻫﺎﺵ ﺑﯿﺸﻤﺎﺭﻩ
ﻫﻨﻮﺯﻡ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺗﻮ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺭﻩ
ﻋﻮﺽ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﻮ
ﺗﻮ ﯾﺎﺩﻡ ﺩﺍﺩﯼ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﻣﻮ
ﺗﻮ ﺭﻭ ﺗﺎ ﺗﻪ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﻢ ﮐﺸﯿﺪﻡ
ﺑﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺗﻮ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﻧﺪﯾﺪﻡ
ﻧﮕﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺁﺏ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻣﻦ ﮔﺬﺷﺘﻪ
ﻣﮕﻪ ﺟﺰ ﺗﻮ ﮐﯽ ﺳﺮﻧﻮﺷﺘﻮ ﻧﻮﺷﺘﻪ
ﺗﺤﻤﻞ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﻧﺒﺎﺷﯽ
ﺩﻟﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺧﺪﺍﺷﯽ

♥ ۱۳٩۳/٦/٧ ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

فامیل دور:
من آخرش با یخچال ازدواج می کنم!
وقتی خوشحالی میری در یخچالو وا می کنی!
وقتی ناراحتی میری در یخچالو وا می کنی!
وقتی کسلی میری در یخچالو وا می کنی!
داری با تلفن حرف می زنی میری در یخچالو وا می کنی!
وقتی نمیدونی چته میری در یخچالو وا می کنی!
آخه موجودم انقد سنگ صبور!!؟!!!انقد محترم؟انقد با حوصله؟انقد با شخصیت؟Ѐ

♥ ۱۳٩۳/٦/٦ ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

خداوند لبخند زد
دختر آفریده شد!
لبخند خدا روزت مبارک
روز دخترای گل مبارک

♥ ۱۳٩۳/٦/٦ ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()