شب همینجوری هم مزخرفه چه برسه که بلند هم باشه

خوشم نمیاد از این بهانه های الکی برای شلوغ بازی جمع شدن...

♥ ۱۳٩٢/٩/۳٠ ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

مهرداد گفته بود انشا بنویسید در باره پاییز من اینو نوشتم. چند  نمره چند میگیرم ؟

 

به نام خدا
ما اوایل از پاییز بدمان می امد . ولی اکنون که شغل شریف لوازم التحریر هستم عاشق پاییز و مدرسه می باشم.
در کودکی ما هر وقت که پاییز میشد . مادرمان مکررا زیر فرش ها را می گشت شاید از برگه های امتحانی و کارنامه هایمان اثری بیابد  مانند یعقوب و یوسف.
البته در ان زمان کارنامه ها بزرگ بودند و از گوشه ی فرش بیرون میزدند. اخر ان زمان کاغذها یارانه داشت و...اخ سیاسی شد ولش

اما نوای دل:
دل ما نواهای متفاوتی دارد که به چند مورد اکتفا می کنیم:
زمان گرسنگی: قارو قور....
زمان امتحان: تالاپ تولوپ...
زمان دستشویی رفتن: اخییییییییش...
و قسط الاهذه
کلا این پاییز بهترین پاییزم بود چون.... دیگه روتون زیاد نشه

♥ ۱۳٩٢/٩/٢٧ ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

آدمـــــ هــا

وقـتـی از هــم دور مـی شـونـد

کـه دارنـد بـه کـــَـسِ دیــگــری نــزدیـک مـی شـونـد !

شــــکـــــــ نــکـــن ...!!

♥ ۱۳٩٢/٩/٢٦ ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

هنوز هم دلتنگ می شود

برای محض حرف زدنت

و برای تکیه کلام هایت

که نمی دانستی

فقط کلام تو نبود

من هم به آنها تکیه داده بودم

♥ ۱۳٩٢/٩/٢٦ ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود         دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود


راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک         بر زبان بود مرا آن چه تو را در دل بود


در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز         چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود

یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود   دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود
راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک   بر زبان بود مرا آن چه تو را در دل بود
دل چو از پیر خرد نقل معانی می‌کرد   عشق می‌گفت به شرح آن چه بر او مشکل بود
آه از آن جور و تطاول که در این دامگه است   آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود
در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز   چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود
♥ ۱۳٩٢/٩/٢٢ ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

اقا امروز اومدم حافظه عددی خودمو اثبات کنم
21 و 23 تولد دو نفره که عمرا فکر میکنن من بدونم.(میخواستین قبلا تو پروفایلتون نذارین)برین ادامه مطلب

ادامه مطلب

♥ ۱۳٩٢/٩/٢٠ ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

کنارم که هستی

زمان هم مثل من دستپاچه میشود

عقربه ها دوتا یکی میپرند

اما همین که میروی…

تاوان دستپاچگی های ساعت را هم من باید بدهم

جانم را میگیرند

ثانیه هابی تو

♥ ۱۳٩٢/٩/٢٠ ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

♥ ۱۳٩٢/٩/۱٧ ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()


دل من مرد واسه چشمات تو ندیدی

روی احساس دل من خط کشیدی

 

یکی اومد که تو رو از خاطرم برد

تو و عشق و خاطراتت واسه من مرد

من فراموش شده بودم واست اما

یکی اومد که منو به یادم آورد

♥ ۱۳٩٢/٩/۱٦ ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺑﻪ ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ 1 ﻣﺘﺮ ﻭ 20 ﺳﺎﻧﺘﯽ ﻣﺘﺮ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻧﯽ ﮐﺎﺭ
ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻣﻮﺭﺩ ﺣﻤﻠﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﺴﻠﺢ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ ﻭ
ﻓﺮﺩ ﻣﺴﻠﺤﯽ ﺏ ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ 1 ﻣﺘﺮ ﻭ 75 ﺳﺎﻧﺘﯽ ﻣﺘﺮ ﮔﻠﻮﻟﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺑﺎ
ﺗﻔﻨﮓ ﮐﺎﻟﯿﺒﺮ 45 ﻣﺴﺘﻘﯿﻤﺎ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺩﺧﺘﺮ ﺷﻠﯿﮏ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺍﮔﺮ
ﺳﺮﻋﺖ ﮔﻠﻮﻟﻪ ﺣﺪﻭﺩ 90 ﻣﺘﺮ ﺑﺮ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺣﺪﺍﻗﻞ ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ﮐﻠﯿﭙﺲ
ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ ﮔﻠﻮﻟﻪ ﺏ ﺩﺧﺘﺮ ﺍﺛﺎﺑﺖ ﻧﮑﻨﺪ؟ ) g~10 ، ﺍﺯ
ﺍﺻﻄﺤﮑﺎﮎ ﺑﯿﻦ ﮔﻠﻮﻟﻪ ﻭ ﮐﯿﻠﯿﭙﺲ ﺻﺮﻑ ﻧﻈﺮ ﮐﻨﯿﺪ
( 1 ( 10m
2)100m

3)200m
4 ( ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻧﺎﻗﺺ ﺍﺳﺖ ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ﭘﺎﺷﻨﻪ
ﮐﻔﺶ ﻧﯿﺰ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﯾﻢ
 
 
 
 
 
سوال کنکور " ﺳﺮﺍﺳﺮﯼ"96
........................................................
مورد داشتیم :
طرف یه روز بدون کلیپس ته کلاس نشسته بود ، استاد ندیدش " غیبت " زد واسش ... !!!
.......................................................

مورد داشتیم دختره از پایین به زرافه نگاه میکرده .... زرافه از پایین به کلیپس دختره نگاه میکرده !!!

نیشخند
 
♥ ۱۳٩٢/٩/۱٢ ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

امروز روز آخر است..

فراموشت میکنم!

دیروز هم روز آخر بود ..

هر روز من

به بهت زدگی می گذرد...

من هر روز فراموشت می کنم...

اما چه فایده که با هر طلوع خورشید

دوباره تمام من میشوی..

♥ ۱۳٩٢/٩/۸ ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

♥ ۱۳٩٢/٩/٧ ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

 

گرد و غباری که دلم گرفته،حوصله ی زیر و زبر نداره
ساقه ی خشکیده ی بید صبرم،خم شده نای تبر نداره


میاد با اینکه آخرای قصه ست،از رو دوشت این بار و بر می داره
قافیه هام یکی یکی تموم شد،اما ترانه هام ادامه داره


از رو دوشِت این بار و بر می داره


یعنی یکی پیدا نمیشه از اون برای این خسته خبر بیاره
بهش بگین اگه میاد،بجُنبه،غصه داره دخل منو میاره


گردوغبار- محسن یگانه -صبا ناظم

♥ ۱۳٩٢/٩/٦ ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

جایم را با کسی پر خواهی کرد

او هم تو را خواهد بوسید

و به تو خواهد گفت که زیبایی

اما به مرور از تک و تاخواهی افتاد

چون نه بوسه‌هایش مغناطیس بوسه‌های مرا

خواهد داشت

نه شعر می‌داند چیست

که زیبایی مفردت را مضاعف کند در جمع .

♥ ۱۳٩٢/٩/٢ ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()