گاهی خوب است آدم بداند وقتش رسیده “دست بکشد” و “رها کند

قبول کند که جنگیدن بس است …


گاهی باید بگذاری سرنوشت بیاید

روزگار خودی نشان بدهد و همه چی دست به دست هم دهد تا اوضاع رقم بخورد

و تو ساکت و سرد تنها ورق بخوری

♥ ۱۳٩٢/٥/۳۱ ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

همیشه نمی توان زد به بیخیالی و گفت:


تنها آمده ام …. تنها می روم

 اما یه وقتایی!

حتی برای ساعتی یا دقیقه ای


کم می آوری


دل وامانده ات یک نفر را می خواهد !


  لعنتی دوست داشتنی تمام زندگیم شده ای

♥ ۱۳٩٢/٥/٢۸ ساعت ٥:۳۸ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

چرا بودنت راست و ریست نمـــی شود


من که تمام پازل های تنهایـــی ام را درست چیده ام

♥ ۱۳٩٢/٥/٢۸ ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

بزرگترین روانشناسان دنیایند ، دو چشمت !


این قدر که امیدوارم می کنند ، به زندگی

♥ ۱۳٩٢/٥/٢۸ ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

اهنگ رو تغییر دادم

 

اینم اهنگ محبوب من و ناییریکا

♥ ۱۳٩٢/٥/٢۸ ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

لبخند تو معجزست معجزه کن دوباره

                       بزار دوباره مهتاب رو خاک شب بباره

بزار خاک تشنه نگاهتو بنوشه

                       شب با طلوع چشمات رخت سحر بپوشه

معجزه کن دوباره وقتی که بی قرارم

                       وقتی که بی حضورت ارامشی ندارم

تو لحظه های تردید اسم منو صدا کن

                       از این سکوت دلگیر قلب منو رها کن

♥ ۱۳٩٢/٥/٢٧ ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

دِلْ تنگے اَم را با فاصلــہ مے نویسَمْـــ ...



تا شایدْ فاصلــہ اے بین دِلَمْـــ و تنگے بیُفـــتدْ ...

 


چــہ خیالــــِ خامے دارمْـــ ... !



اینْ مَدار فاصلــہ مُـــوَربْ اَستْ ...



چندے کــہ بگذردْ ...



دوباره مے شَودْ : " تَــــــنْـــــــــگے ِ دِلْ

♥ ۱۳٩٢/٥/٢٥ ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

گاهی بی صدا نگاهت میکنم …


مرا ببخش برای این نگاه های پنهانی


شاید اگر بغضم فرو نشیند


صدایت کنم

♥ ۱۳٩٢/٥/٢٤ ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

ﺩﯾـﺪﻩ ﺍﯼ ﺷــﯿﺸــﻪ ﻫـﺎﯼ ﺍﺗـﻮﻣﺒــﯿﻞ ﺭﺍ ﻭﻗـﺘـﯽ ﺿﺮﺑــﻪ ﺍﯼ ﻣــﯽ ﺧـﻮﺭﻧـﺪ ﻭ ﻣـﯽ ﺷـﮑﻨـﻨـﺪ !؟


ﺩﯾــﺪﻩ ﺍﯼ ﺷـﯿﺸــﻪ خرد ﻣــﯽ ﺷــﻮﺩ


ﻭﻟــﯽ ﺍﺯ ﻫــﻢ ﻧﻤــﯽ ﭘﺎﺷــﺪ !؟


ﺍﯾـــﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﻫﻤـــﺎﻥ ﺷــﯿﺸــﻪ ﺍﻡ ؛


ﺧــﺮﺩ ﻭ ﺗــﮑـﻪ ﺗــﮑــﻪ ،


ﺍﺯ ﻫــﻢ ﻧـﻤـــﯽ ﭘــﺎﺷـﻢ ﻭﻟـــﯽ ﺷــﮑـﺴﺘـــﻪ ﺍﻡ . . .

♥ ۱۳٩٢/٥/٢٤ ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

گاهی که خیلی غمگین میشوم گریه نمیکنم فقط لبخندی کش دار و تلخ به گذر زمان و مختصات مکان حواله میدهم و بی مهابا پاهایم را تکان میدهم و خیره به دیوار سفید همیشگیِ روبه رویم میشوم و پوست لبم را می کنم تا خون بیاید و موهایم را دور انگشتانم حلقه میکنم و کنج اتاق می شود خلوتگاهم !


گاهی که خیلی غمگین میشوم خودم را نوازش می کنم در اوج تنهایی و خود را در آغوشِ خود رها میکنم ، دستانم را لمس میکنم تا بدانم که هستم و فراموش نشده ام ، نمرده ام !


گاهی که خیلی غمگین میشوم مدتها خود را در آینه مینگرم !


امروز از آن گاهی هاست

(امشب عروسی دوستم بود نفهمیدم خوش گذشت یا بد)))

♥ ۱۳٩٢/٥/٢٤ ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

میان زمین و هوا، معلق..


بین ماندن و رفتن


بین علاقه و عقل


مانده بود سر در گم


ای کاش خدا کاری کند برای انتخاب درست

♥ ۱۳٩٢/٥/۱٩ ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

دوست دارم این پست رو دوباره بعد یه سال تکرار کنم. خعلی دوسش دارم

یه مدت هم اهنگ وبم بود خعلی دوسش دارم

 

اگه شونت تکیه گامه، پس چرا من تنها شدم؟

                             چرا هرلحظم همیشه، منم تنها با خودم؟

 یه تصویر از عکسِ چشمات، رویِ دیوارِ دلم

                            چِقَد قصّه ام خنده داره، چِقَد بی کاره دلم

♥ ۱۳٩٢/٥/۱۸ ساعت ٤:۱٧ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

دلـگـیـــــــــــر مـبـا ش !!

 

 

دلـت کـه گیــر بـاشــد ، رهــا نـمی شـوی …!

 

 

خــداونــد ، بنـدگـان خــود را ، بـا آنـچـه بـه آن دل بـستـه انــد مـی

♥ ۱۳٩٢/٥/۱۸ ساعت ٤:٠٩ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

پشت حـــــرف‌های یه مرد

پشت نوازش‌ ها

سرزنش‌ ها

پشت تـــمام نـــگاه‌ های معنی‌ دار

پشت ســـکوتش

پشت لبخـــند‌ های پــر از رازش

عـــشقیست

پـــنهان تر از محبــت زنانه

♥ ۱۳٩٢/٥/۱۸ ساعت ٤:٠٤ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

من عاشقانه هایم را

روی همین دیوار مجازی می نویسم !
 

از لج تـو . . .
 

از لج خـودم . . .
 

که حاضر نبودیم یک بار
 

این ها را واقعی به هم بگوییم. . . !

♥ ۱۳٩٢/٥/۱٦ ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

تقدیم به اونیکه از فردا نیست.قلب

 

نامه ای در جیبم ...

و گلی در مشتم ...


غصه ای دارم با نی لبکی ...

سر کوهی گر نیست ...


ته چاهی بدهید ...


تا برای دل خود بنوازم ...

عشق جایش تنگ است !

 

 

♥ ۱۳٩٢/٥/۱٦ ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

 

در زندگی

 

هرکسی را که دوسـت بـداری از او ضعیف تری


زیرا برای “راضـی نگـه داشتـنش


حاضری دست به هرکار اشتباهی بزنی

♥ ۱۳٩٢/٥/۱٦ ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

همــــیشـه دقــیقآ وقـــــتی پـُر از حـــرفی

وقتـــی بغــــض میکـــُنی

وقتـــی دآغونــــی

وقــــتی دلــِت شکــــستـ ه

دقیقــــا همیـــن وقـــــتآ

انقــــدر حـ ـرف دآری کـــه فقــط میتونــی بگـ ـی :

"بیخـــیال"

♥ ۱۳٩٢/٥/۱٦ ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

این روزها کسی به خودش زحمت نمی دهد یک نفر را کشف کند !


زیبایی هایش را بیرون بکشد …


تلخی هایش را صبر کند …

 

آدمهای امروز ، دوست های کنسروی می خواهند !


یک کنسرو که درش را باز کنند و یک نفر شیرین و مهربان


از تویش بپرد بیرون !


و هی لبخند بزند و بگوید :


  حق با توست

♥ ۱۳٩٢/٥/۱٢ ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

ﺩﻟﻢ ﺷﻮﺭﻣﯿﺰﻧﺪ…


ﻧﮑﻨﺪﺍﯾﻦ ﺷﺒﻬﺎ ﮐﺴﯽ ﻫﻢ ﺗﻮﺭﺍ ﺁﺭﺯﻭ ﮐﻨﺪ…


ﻧﮑﻨﺪ ﺩﻋﺎﯾﺶ ﻣﺴﺘﺠﺎﺏ ﺷﻮﺩ…

♥ ۱۳٩٢/٥/۱٢ ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

یک بار که تنها بمانی


یک بار که بشکند دلت


غرورت  اعتمادت


همین یک بار ها کافیست تا یک عمر


از پشت نگاهی ترک خورده به آدمها بنگری…!


انقدر تیز و برنده میشوی که باید


تابلوی ورود ممنوع


را به خودت نصب کنی…!

♥ ۱۳٩٢/٥/۱٢ ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

خنکای یک عصر بهاری …


کنار شاه بوته یاسی وحشی …


میزی که کاسه ای پُر از پولکی زعفرانی دارد


و دو فنجان چای داغ را خیال خواهم کرد


لطفا به خیالم بیا !!!

♥ ۱۳٩٢/٥/۸ ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

 

شاید گوشم بدهکار نباشد ولی قلبم تا دلت بخواهد ورشکسته است …


گذشته” را که به یاد می آورم از “حال” میروم !

♥ ۱۳٩٢/٥/۸ ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

این روزهایم به تظاهر می گذرد...

تظاهر به بی تفاوتی...

تظاهر به بی خیالی...

به شادی...

به اینکه دیگر هیچ چیز مهم نیست...

اما...

چه سخت می کاهد از جانم این نمایش

♥ ۱۳٩٢/٥/٧ ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

پروانه ی من در تاری افتاده است که؛


عنکبوتش “سیر” است؛


نه می تواند پرواز کند؛


نه می میرد …

♥ ۱۳٩٢/٥/٧ ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

دلـَم یـک تـَصـادُف جـدی می خواهـد!


پُـر سـر و صـدا،


آمبـولانـس ها سـَراسیـمه شـوند

 

وکــار اَز کــار بـــَــگـذَرَد

♥ ۱۳٩٢/٥/٧ ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

ایوان نجف

طواف اب دور قبر ابالفضل(ع)-ابی که سرچشمه ندارد

اولین حرم امام حسین(ع)


♥ ۱۳٩٢/٥/٦ ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

 

باید کسی را پیدا کنم که دوستم داشته باشد ،


آنقدر که یکی از این شب های لعنتی آغوشش را برای من و یک دنیا خستگیم بگشاید ؛


هیچ نگوید و هیچ نپرسد فقط مرا در آغوش بگیرد


بعد همانجا بمیرم تا نبینم روزهای آینده را …


روزی که دروغ میگوید ،روزی که دیگر دوستم ندارد ،


روزهایی که دیگر مرا در آغوش نمی گیرد


و روزی که عاشق دیگری می شود

♥ ۱۳٩٢/٥/٤ ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

می خندم!


دیگر تب هم ندارم داغ هم نیستم


دیگر به یاد تو هم نیستم


سرد شده ام


سرد سرد


نمی دانم شاید…


شاید دق کرده ام!


کسی چه می داند…

♥ ۱۳٩٢/٥/٤ ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

در عجبم از مردمی که


به دنبال دنیایی هستند که روز به روز از ان دور میشوند،

و غافل از آخرتی که روز به روز به ان نزدیک میشوند...

حضرت علی (ع)

♥ ۱۳٩٢/٥/٢ ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()

شب


آغازِ داستانِ غم انگیزی ست


که پایان اَش


ارتباطِ مستقیمی


با چشمانِ “تو” دارد،


لطفا زودتر بیدار شو


جزئیات ِ چشمهایت


کلیات ِ زندگی ِ من است

♥ ۱۳٩٢/٥/٢ ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ توسط مهدی نصراللهی: نظرات ()