قالب وبلاگ

Persian Boy
نماد عشق و صلحه نماد بی ریایی واسه وطن میمیره جوون اریایی 
نويسندگان

امشـــــــــــــــــب مردی می میرد.....

به پرستوهای  اسمانت قسم.

دوستت دارمـــــــــ

به دستان حسرت زده ام

که  شبانه روز . تو را می طلبد

به چشمان  اواره ام

به غربت . نگاهم  قسم

می خواهمت...

فقط بگذار . این مرد خسته..

اندوهش را .. با خود  ببرد

بگذار  وانمود کند. بیقرار چشمانت نیس

نا مهربانیم را  ببخش

در من . پاییزی ست. که 

رنگ بهار  را  نخواهد دید

هــــــــــــــــــــــــــر گز......



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/۳٠ | ٦:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()
این روزهـــــا قیافه ام  خیلی تابلو شده ...

همه میگن : چی میکشی ؟

میگم  :  " زجـــــــــر "

میگن  : نه ... یعنی چی مصرف میکنی ؟

میگم : عمـــرمو ... زندگــــــــیمو ... جــــــــونیمو ... وجــــــــودمو ...

===========================

هـمه در دنیـا کـسی را دارنــد،بــرای خودشــان..!
"خــُسـرو" و "شیـــرین" ...

"لیـلی" و "مـَجنــون" ..
"رامیـن" و "ویـس" ....

"پیــرمــَرد" و "پیرزَن" ..
"تــو" و "اون" ...
"مــَن" و "تــَنهـآیی" !!



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/۳٠ | ٥:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

خدایـــــــا ..............

این بندِ دل آدم کجاســـــــــــت ؟

که گـــــــــاهی , با یک اســــــــــم یا

با حضور یک ناشناس

و یا با یک لبخــــــــــــند پاره میشــــــــــود !.!.!



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/۳٠ | ٥:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

 

بعضی روزا فکر می کنم بار گناهم

کاری کرده با من که پیش تو روسیاهم

از خجالت بسته نگاهم

درونم می سوزه از سوز گناهم

یاد گرفتاریم می افتم

یاد اون لحظه ای که می برنم

به یاد غسل و کفنم

یاد فشار قبرم و فریاد زدنم

یاد عذاب و بدنم

یاد اون لحظه ای که دوتا ملک سوال کنن

یاد ساکت شدنم

یاد اون شلاقایی که می زنن رو بدنم

که بگو خدات کیه قبلت کجاست

چیه کتابتو اسم پیمبرتو بگو

کمکم کن نمونه جوابم توی گلو



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢٩ | ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

نگاش به سمت آسمون،ستاره ها رو می شمرد

خسته می شد بلند می شد،زخمای پارو می شمرد


یکی دو تا و هفتا زخم،دستی رو پاهاش می کشید

زخمای پا تموم می شد،زخمای دستاشو می دید


به ماه آسمون می گفت،شمع شبستون منی

یاده عمو بخیر که تو،مثل عمو جون منی


راستی تو از تو آسمون،ببین بابای من کجاست

بهش بگو که دخترت ساکن تو خرابه هاست


بهش بگو دختری که شونه به موهاش می زدی

جون به لبش رسیده و تو از سفر نیومدی


من را ببخش اگر که لکنت زبان گرفتم

آخر شکسته دستی دندان شیری ام را



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢٩ | ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

باران که بند بیاید تازه خاطره شروع می کند به چکه کردن !



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢٧ | ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

عاشق اگر شدم ، اثر چشمهای توست


اصلا تمام ، زیر سر چشمهای توست


دلهای سنگ را به نگاهی طلا کنی


این کیمیا گری هنر چشمهای توست



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢٧ | ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

عشقی که با پر مرغی بدست آید با ساقه ی کاهی از دست می رود

امام صادق (ع)



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢٧ | ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

 

آدم باید یک “تو” داشته باشه که هروقت از همه چی خسته و نا امید بود ، بهش بگه :
مهم اینه که تو هستی ! بی خیال دنیا … !!!



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢۳ | ٦:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

دلم برای کسی تنگ است که گمان میکردم :
می آید .....
می ماند ....
و به تنهائیم پایان میدهد
آمد .....
رفت ......
و به زندگی ام پایان داد ... !!



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢۳ | ٦:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

 

هروقت دیدین نمیتونین از شر کسی خلاص شید وانمود کنید که عاشقش شدید…
 

خودش ولتون میکنه



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢۳ | ٦:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

میان آن همه الف و ب و مشق دبستان …

آنچه در زندگی واقعیت داشت

خط فاصله بود …



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢۳ | ٦:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

 

کاش ببینمت دوباره خیلی کم حتی یه لحظه

مثه اون روزای اول همه ی جونم بلرزه


کاش خدا منو ببینه ، ببینه جه گیج و خستم

دستمو محکم بگیره ، بگه که نترس من هستم

کاش فقط یه باره دیگه ، با چشام تورو ببینم

حاظرم تا ته عمرم پای این حسرت بشینم


حس انتظار کشیدن ، همه آرزوم همینه

پس بزار یه باره دیگه ، این چشام تورو ببینه

کاش خدا بگه تو گوشم که نترس از این زمونه

این زمونه ای که خیلی با دلم نامهربونه



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢۳ | ٤:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

عاشقی یعنی چند بار استخاره کنی و بد بیاد باز بگی:
استخاره اینطوری نیست حتما اشتباه میکنم…



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢۱ | ٩:٤٤ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

هرکس جای من بود

می بُرید اما من هنوز می دوزم

چشم امید به راه



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢۱ | ٩:٤۱ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

هیچوقت نفهمیدم چه رازیست بین دلم و دستم

از دستم رفت به هرچه دل بستم



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/۱٧ | ٦:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

شب خوابیدی توی تختت و هی قل میخوری …


بعد گوشیتو برمیداری و مینویسی “خوابم نمیبره”


سرد میشی ، بغض میشی ، خرد میشی وقتی که میبینی

هیچکسو نداری که اینو واسش بفرستی …



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/۱۳ | ٧:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

ﺑﺎﻳﺪ ﺧﻴﺎﻧﺖ ﻛﻨﻲ ﺗﺎ ﺩﻳﻮﻭﻧﻪ ﺍﺕ ﺑﺎﺷﻦ ؛
ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﮕﻲ ﺗﺎ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺗﻮ ﻓﻜﺮﺕ ﺑﺎﺷﻦ ؛
ﺑﺎﻳﺪ ﻫﻲ ﺭﻧﮓ ﻋﻮﺽ ﻛﻨﻲ ﺗﺎ دوسِت ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ ؛
ﺍﮔﻪ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﻱ ، ﺍﮔﻪ ﺑﺎﻭﻓﺎﻳﻲ ، ﺍﮔﻪ یک ﺭﻧﮕﻲ ؛
بدون که ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ …



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/۱۳ | ٧:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

نه امشب که هرشب که حالم خرابه
یه جزیرم که دورم یه دریا سرابه
من عادت نکردم به شبهای سردم
به اینکه نباشی نه عادت نکردم
قسم خورده بودم اگه از تو جداشم
دیگه حتی یه لحظه تو فکرت نباشم
ولی دیدم نمیشه نمیشه نمیشه
که فکرت نباشم نه دیروز و نه فردا همیشه



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/۱۳ | ٧:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

 

صدا میکنم تو را
این جانی که میگویی جانم را میگیرد !!!

نزن این حرف ها را !!!
دل من جنبه ندارد

وقتی نیستی دمار از روزگارم در میاورد …



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٧ | ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

ایــن بــار هــم کــه
تــاول پــاهــایــم خشــک شــود،
دوبــاره عاشقــت میشــوم!
دوبــاره راه مــی افتــم!
دوبــاره
گــم مــیشــوم . . .



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٧ | ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

استاد الهی قمشه ای میگفت:

امام حسین تو کربلا شهید نشد امام حسین وقتی شهید شد که دعای عرفه رو

می خوند فقط تو کربلا شهادتش نمود پیدا کرد

التماس دعا



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٤ | ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

تاحالا توجه کردین یه کوفت یه درد یه مرض از زبون یه سریها خیلی بیشتر میچسبه تایه جانم و این جورحرفا از دهن بقیه؟؟؟؟

یکی بودکه همش اذیتش که میکردم بهم میگفت خاک تو سرت مهدی

حالامیگه که میخواد بره برا همیشه

دعاکنید که نره که اگه بره .......



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢ | ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

تو که سرد می شوی

من از دهن می افتم



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/۱ | ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دانشجوی مکانیک طراحی جامدات اهل اراک.مدل68 (12/31)که ..... هیچی بابا کلا ادم مزخرفیم
صفحات اختصاصی
RSS Feed