Persian Boy
نماد عشق و صلحه نماد بی ریایی واسه وطن میمیره جوون اریایی
نويسندگان

از شب به شب رسیدم، از کوچه ها به بن بست
آی آدمای سرخوش
جایی برای من هست



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٢٩ | ۱:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

بهشت فاصله ی پلک بالا و پایین من است

وقتی که به “تو” نگاه میکنم



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٢۸ | ٩:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

رویاهایم را امشب میگذارم پشت در

بیچاره رفتگر

چه بار سنگینی دارد



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٢۸ | ٩:۱۱ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

حــرفــــــ از “صــداقـتــــــ” کـهـ شــد ،
“صــدا، قــطـــ ” شــد …!



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٢٥ | ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

دلیل سرگیجه هام
چرخش کره زمین نیس
چرخش ۱۸۰ درجه ایه آدماس!!
اشک
مهم نبود برای من
که تو با من چه می کنی
بیا ببین
برای تو
من با خودم چه می کنم



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٢٥ | ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

 

از روزی کــه دلــم بیــت المقــدس تــو شــد
سنــگ میــزنــم بــه هــر اشغــالگــری . . .
.



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٢٥ | ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم دوست دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم دوست دارم
خالی از خود خواهی من برتر از آلایش تو
من تو را بالاتر از من برتر از من دوست دارم



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٢٠ | ۱:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

 

 

همیشه با من یک رنگ بود!!

سیاه ام میکرد...



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٢٠ | ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

نداشتن تو یعنی دیگری تو را دارد

نمیدانم نداشتن تو سخت تر است یا فکر به اینکه دیگری تو را دارد



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٢٠ | ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

آهای تموم زندگیم بی تو تمومه زندگیم

آهای تموم زندگیم رو به غروبه زندگیم

آهای تموم دلخوشیم داری تو غصه میکشیم



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/۱٦ | ۸:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

 

تا دوبــــاره دیدنتــــــــــــ …
این تختــــــــــــ خواب را وارونه خواهــــم خوابید
خیانتــــــــــــ است به تــــو
ســــر بر کنار خیالتــــــــــــ گذاشتن



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/۱٥ | ٩:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

نــــامــــردهــــا … 

” چـــــند بُـغــض ؟ ” بـه یــک گــــلو …!؟



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/۱٥ | ٩:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

ببخش اگه نشد حتی یه بار بگم دوست دارم

خودم, حتی خودم خستم از این سکوت مرگبارم



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/۱٤ | ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

گریان شده دلم

همچون پسرکی لجباز

پا به زمین می کوبد

تـو را میخواهد

فقط "تــــــــــــــــــو" را



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٩ | ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

این شبها

خوابهایم

نبود آغوش تو را

به رخم میکشد


لعنتی دوست داشتنی !!!

تمام زندگیم شده ای

 



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٩ | ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

می خواهمت وخواهم خواست اگرپل یک رنگیمان نشکند

اگردستان پرمهرت سرد نشود ، اگرچشمان عاشقت نگرید

اگربازباشی وقلبت رابازگذاری

اگربخواهی تنهایی قلبم را بشکنی

اگرخواهی غروب سردم راگرم سازی ، باش تاباشم

اگرعاشق لحنم شوی تا عاشق کلامت شوم ، باش تا باشم

می خواهمت وخواهم خواست

می دانم ، نمی دانی که دوستت دارم



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٩ | ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

آخه من خودم ته راه رو دیدم ، سیاهی


آخره این همه عشق و عاشقی ، تباهی


انگاری تو تنگ این دنیا جای یک ماهی



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٩ | ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

سر از کارچشمات کسی در نیاورد

که هرکی تورو خواست یه روزی بد آورد

برای دل من واسه جسم خستم

منی که غرورو تو چشمات شکستم

واسه من که برعکس کار زمونه

یکی نیست که قدر دلم رو بدونه

گناهی ندارم ولی قسمت اینه

که چشمای کورم به راهت بشینه

هنوزم زمستون به یادت بهاره

تو قلبم کسی جز تو جایی نداره

صدای دلم ساز ناسازگاره

سکوتم به جز تو صدایی نداره

تو خواب و خیالم همش فکر اینم

که دستاتو تو دستام بگیرم

ولی حیف از این خواب پریدم که بازم

با چشمای کورم به راهت بشینم

 



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٩ | ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

نه می تونم دورشم از تو ، نه می تونم که بمونم
من نه شاهزاده ی عشقم ، نه شهاب آسمونم

تو نه هستی و نه نیستی ، دیگه خسته ام از خیالات
مونده بی جواب و مبهم ، توی زندگیم سوالات



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٦ | ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

شب استُ

گردباد چشمانت

در خواب دلم می پیچد

پر می شوم از

خیال آغوشت

پلکم از تو

بوی گل می گیرد

آب می پاشم از

گلاب دلم راه را

پل می زنی به تنم

حدیث برکه و ماه را



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٦ | ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

گاهی فرار می کنم
از فکر کردن به تو ..
مثل رد کردن آهنگی که
خیلی دوستش دارم ..

 



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٦ | ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

موضوع انشاء :

تعطیلات تابستانی خود را چگونه گذراندید ؟
  به نام خدا
  فرسنگ ها دور از آغوشش



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٤ | ٤:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

دوســتــت دارم را هزار بار دیگر تکرار کن
اینجا نه بینیِ کــَـسی دراز می شود !
نه گـُـرگی به گــَـله ات میزند ! . . .



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٤ | ٤:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()

سری را که درد نمیکند دست مال نمیبندند

اما سر من درد میکند برای دستی که مال تو باشد . . .



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٤ | ٤:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی نصراللهی | نظرات ()
درباره وبلاگ

دانشجوی مکانیک طراحی جامدات اهل اراک.مدل68 (12/31)که ..... هیچی بابا کلا ادم مزخرفیم
امکانات وب

» افراد آنلاین :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» هفته گذشته :
» ماه گذشته :
» سال گذشته :
» کل بازدید :