قالب وبلاگ

Persian Boy
نماد عشق و صلحه نماد بی ریایی واسه وطن میمیره جوون اریایی 
نويسندگان

اسراف میکنم در دوست داشتنت

خدا

اسراف کنندگان  عاشق را

دوست دارد…

[ ۱۳٩٤/۱/٢٤ ] [ ٥:٢٤ ‎ب.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

یکی هست تو قلبم

یکی ام هست تو فکرم

یکی دیگه ام هست تو محلمونه

چند نفرم تو فامیلن

اصن یه وضیه

[ ۱۳٩٤/۱/٢۱ ] [ ٤:٢۱ ‎ب.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

پست هزارم

 

نقطه ها،

دکمه های کلمات هستند....

هر حرفی که میزنیم، 

لباسی تنِ احساسی کرده ایم... 

حواسمان باشد،

دکمه ها را

جا به جا

نبندیم....

[ ۱۳٩٤/۱/۱٥ ] [ ٩:٤٧ ‎ق.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

 

امیدوارم خوب خوابیده باشی هر چند بیدارم این ساعت:


لالایی ، گریه ی بارون ، تو این گلخونه ی ویرون  

بریز نم نم ، ببار آروم ، رو یاس تازه ی گلدون  

لالا نازک ، مثه پونه ، لالا دلگیر و بی پونه  

گل من تشنه و تنهاست ، اسیر این بیابونه  

لالا لالا دلم تنگه ، لالایی گریه کن بارون 

لالا لالا ، ببار آروم ، لالایی با دل پر خون  

لالا فانوس چشم او ، گل نیلوفر من شو  

بمون ای خورشید سر گردون ، چراغ آخر من شو  

مثه ابری که می ناله ، مثه بادی که می خونه 

ببین تنها تو رو دارم ، تو این دنیایه وارونه  

لالا لالا دلم تنگه ، لالایی ، گریه کن بارون  

لالا لالا ببار آروم ، لالایی با دل پر خون  

لالایی باد سر گردون ، لالایی باغ ویرونم  

لالایی لاله ی غمگین ، لالایی بید مجنونم  

تو این بی آب و آبادی ، تو این ویرونه ی تنها  

بخواب آهسته آهسته ، گل نیلوفر زیبا  

[ ۱۳٩٤/۱/۱٠ ] [ ٢:٢٤ ‎ق.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

 

تو اگر مال من بودی

می نشستم گوشه ای

آرزوهایت را یک به یک

به روی کاغذ می آوردم

تا روزی آنان را برآورده کنم

آخر آرزوهای تو آرزوهای من است ..!

تو اگر مال من بودی

به جای تو بغض می کردم و اشک می ریختم

دلم می خواست

همیشه صدای خنده هایت را بشنوم

تو اگر مال من بودی

هر روز عشق را به خانه می آوردم

تا عاشقی را از یاد نبرم

به راستی

چه می شد اگر تو مال من بودی …

[ ۱۳٩٤/۱/۸ ] [ ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

روح سهراب جوان از آسمان ها هم گذشت

نوشدارویش، هنوز از پی دوان است ای پری



با نــواهــای جـــرس گاهـــی به فـــریادم بــرس

کیــــن ز راه افــتاده هم از کاروان است ای پری

[ ۱۳٩٤/۱/۸ ] [ ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

 

رنگ پریدگی عکس هایم

از نبودن توست …

بیا، و یک رنگ و رویی

به زندگی ام بده!

[ ۱۳٩٤/۱/۸ ] [ ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

وطن

زنی است

که نمیدانی

چرا عاشقش شده ای

زنی که نمیداند چرا عاشقش شده ای

وطن

همین نمیدانم است

من اما

وطنم آغوش توست

[ ۱۳٩٤/۱/٦ ] [ ٦:۱۸ ‎ق.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

تنها در زیر چتر نگاه توست
که بغض دلم نمیگیرد...

بیا غصه هایمان را تقسیم کنیم
دو تا من
هیچی تو !...
[ ۱۳٩۳/۱٢/٢۸ ] [ ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

گاهی در زندگی ات..........

 

یک "تو" که مخاطب افکار و دلتنگی ها و دیوانگی ها و لجبازی هایت باشد

یک "تو" که باشد؛ و بودنش تابع هیچ متغیر احمقانه ای نباشد.

نگران رفتن و از دست دادن و نبودنش نباشی

یک "تو" که به قدر خدا بزرگ نباشد و به قدر خودت کوچک نیز.

باشد تا تنهایی همه ی سالیان چند قدمی دورتر بایستد و نفس سنگینش را از صورتت بردارد...

همیشه دلم یک "تو" می خواسته؛ و همیشه، هیچ کس، نبوده.

پس به واژه ها پناه برده ام

و به خیال

[ ۱۳٩۳/۱٢/٢۳ ] [ ٤:٢٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]
[ ۱۳٩۳/۱٢/۱٥ ] [ ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

یه آدمایی...

 

یهویی،اتفاقی سرزده میان تو زندگیت...

 

اتفاقی به دلت میشنه!یهویی میشه همه زندگیت...

 

اما مال تو نیست!فقط میتونی تو قلبت داشته باشی...

 

آدم اتفاقی زندگی من هر جا هستی، هر جا میری...

 

خوش باشی وسلامت که آرزویی جز این ندارم

[ ۱۳٩۳/۱٢/۱٥ ] [ ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

بزودی در این مکان پست خصوصی گذاشته خواهد شد. الان اعصاب و نای نوشتن ندارم

[ ۱۳٩۳/۱٢/٦ ] [ ٥:۱٧ ‎ب.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

 

 

زن ها را باید آهسته در آغوش کشید

 آن ها در زندگی آنقدر برای رسیدن

 به عشق انتظار کشیده اند

 که تمام تنهایی تن شان

 

 ترک برداشته است ...!

[ ۱۳٩۳/۱٢/۱ ] [ ٥:٤٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

داشتنت

 مثل هوای برفی یا نم نم باران جاده شمال
یا مثل آن بغلی که عاشقت است و تنهایت نمی گذارد
و یا مثل برگشتن آدمی که سالهای سال منتظر آمدنش بودی ؛


آی می چسبد

[ ۱۳٩۳/۱۱/٢۸ ] [ ٦:٥٥ ‎ب.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

کو آشنای شبهای من؟ کو؟
دیروز من کو؟ فردای من کو؟
شهزاده من . رویای من کو؟
کو هم قبیله؟ لیلای من کو؟
وقتی نوشتم عاشقترینم
گفتی نمیخوام تو رو ببینم
برات نوشتم یه بیقرارم
با خنده گفتی دوستت ندارم
رو بغض ابرا نامه نوشتم
قلبمو مهر نامه گذاشتم
با تو میگیره ترانه هام جون
وقتی نباشی . میمیره مجنون
چند روزه بارون داره میباره
بوی شکستن برام میاره
میگه غزلپوش تو رو نمیخواد
لیلای خوابت دیگه نمیاد

کو آشنای شبهای من؟ کو؟
دیروز من کو؟ فردای من کو؟
شهزاده من . رویای من کو؟
کو همقبیله؟ لیلای من کو

[ ۱۳٩۳/۱۱/٢٦ ] [ ۳:۳٤ ‎ب.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

ﻋﺎﺷﻘﺘﻢ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹ!

.

.

.

ﺍﻟﮑﯽ ﻣﺼﻠﻦ |:

 

ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﮐﺎﻣﻨﺖ ﺑﺬﺍﺭﯾﺪ ﻣﺒﺎﺭﮐﻪ،ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﻫﻢ ﭘﯿﺮ ﺷﯿﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ

ﺣﺮﻓﺎ

ﯾﮑﯽ ﻫﻢ ﺩﺍﻭﻃﻠﺐ ﺷﻪ ﺑﻨﻮﯾﺴﻪ ﻣﻨﻢ ﻋﺎﺷﻘﺘﻢ ﻋﺰﯾﺰﻡخنثی

[ ۱۳٩۳/۱۱/٢٦ ] [ ۳:٢٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

پاتوق تنهایی های من تو تهران اینجاست

پارک ساعی

وقتی که وقت ازاد دارم و دلم هوایی میشه میرم و میشینم رو یکی از نیمکت ها چند ساعت میرم تو فکر

 

[ ۱۳٩۳/۱۱/۱٧ ] [ ٥:۳٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

 

مخاطب خاص که داشته باشی، دیگر فرقی ندارد چه می نویسی.

قلم را به دست می گیری

کافی است تصورش کنی ...

کافی است خاطراتش را ورق بزنی ...

کافی است گرمای دستانش را به خاطر آوری ...

حتی اگر خنده اش هم در ذهنت مرور شود ، کافی است.

بعد شروع به نوشتن میکنی.

می نویسی ...

آنقدر می نویسی تا به آرامش برسی.

و وقتی برمی گردی و به نوشته هایت نگاه می کنی،

می بینی تمامشان ،

آغشته به حس لطیف با "او" بودن است

[ ۱۳٩۳/۱۱/۱٠ ] [ ٥:٤٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

ﺁﺩﻡ ﺧﻮﺑــــــــــﯽ ﺑﺎﺵ

ﻭﻟﯽ

ﻭﻗﺘﺖ ﺭﻭ

ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺛﺒﺎﺗﺶ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ

ﺗﻠﻒ ﻧﮑﻦ …. !

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ” ﻣﻦ ” ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ

ﻧﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ “ﻣﻦ ” ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﯼ ” ﻣﻦ “

ﻫﻤﺎﻧﻢ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ ﻧﻪ ﺁﻧﮑﻪ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﯼ

[ ۱۳٩۳/۱۱/۱٠ ] [ ٥:۳٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

[ ۱۳٩۳/۱۱/۳ ] [ ٧:٢٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

 

تا باد به خانه اش بازگردد

یک شهر را به باد داده است

گیسوانت!

[ ۱۳٩۳/۱۱/۳ ] [ ٧:٢٦ ‎ب.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

دلم برای شیطان تنگ شده

تا دوباره برایم از هوس انگیزی آغوش تو بگوید

[ ۱۳٩۳/۱۱/۳ ] [ ٧:٢٥ ‎ب.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

ما بال هایمان را

 به زمان باج دادیم

 تا "زندگی" کنیم!


[ ۱۳٩۳/۱۱/۳ ] [ ٧:٢۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

نشستم با خودم منطقی فک کردم...

به این نتیجه رسیدم که هیچ کس کامل نیست 

هر کسی تو دنیا بعضی چیزا رو داره 
بعضی چیزارو نداره... 
مثلا خود من 

.

.
معرفت دارم 
ولی لنگه ندارم 

والااااا 
آدم باید این چیزا رو قبول کنه دیگه!

 

یه لحظه تصور کن عشق من باشی

.

.

.

.

دیدی چه حالی داد ؟؟؟

خوب بسه نفر بعدی لطفا

(صفم رعایت کنید خواهش)

[ ۱۳٩۳/۱٠/٢٦ ] [ ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

 

از دست من میری از دست تو میرم

تو زنده میمونی،منم که میمیرم


تو رفتی از پیشم دنیامو غم برداشت

برداشت ما از عشق با هم تفاوت داشت


این آخرین باره من ازت میخوام

برگردی به خونه

این آخرین باره من ازت میخوام

عاقل شی دیونه


اونقد بزرگه تنهایی این مرد

که حتی تو دریا نمیشه غرقش کرد

[ ۱۳٩۳/۱٠/٢٥ ] [ ۳:۱٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

ﮔﺎﻫﯽ ﺷﺎﭘﺮﮐﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﺎﺭ ﻋﻨﮑﺒﻮﺕ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ ﺗﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﺁﺭﺍﻡ
ﺭﻫﺎﯾﺶ ﮐﻨﯽ ....
.
.
.
ﺷﺎﭘﺮﮎ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﻟﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻭ میمیرد ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ....


ﻧﯿﺖ ﺗﻮ ﮐﺠﺎ ﻭ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ  ﺷﺎﭘﺮﮎ ﮐﺠﺎ ……!!!


ﺭﺳﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺍﺳﺖ

[ ۱۳٩۳/۱٠/٢٥ ] [ ۱:۱٩ ‎ق.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

دوستت دارم " را

در دستانم می چرخانم 

از این دست به آن دست.

پس چرا هروقت می خواهم به دستت بدهم نیستی؟

چرا اینجا نیستی 

تا "دوستت دارم " را 

از جنس خاک کنم ،

از جنس تنم ،

و با بوسه بپوشانمش بر تنت ؟

بگذار "دوستت دارم" را

از جنس نگاه کنم

از جنس چشمانم

و تا صبح به نفسهای تو بدوزم

[ ۱۳٩۳/۱٠/٢٥ ] [ ۱:۱٧ ‎ق.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

 

فراموش می شوم

راحت تر از رد پایی بر برف

که زیر برفی تازه دفن می شود

راحت تر از خاطره ی عطر گیجی در هوا

که با رهگذری تازه از کنارت رد می شود

و راحت تر از آنکه فکر کنی

                       فـ ـ  را مـ ـ ـ ـ و شـ ـ ـ ـ

                                            مـ یـ شـ و مـ ـ ـ ـ

 

[ ۱۳٩۳/۱٠/٢٥ ] [ ۱:۱٠ ‎ق.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

به من بگو کدوم صدا با تو هنوز عاشقونه می خونه
کدوم دل درد آشنا مثل دل من به پایت می مونه
شب های من بدون تو یه آسمون بی ستاره هست
بودن تو برای من مثل تولدی دوباره هست

خیلی وقته سایه تو بر سر ندارم
چشم به در دارم ازت خبر ندارم
خیلی وقته زیر رگبار محبت پای رفتن دارم همسفر ندارم
تو برام همه کسی تو برام هم نفسی
نمی دونم که چرا تو به من نمی رسی
جای امن بودنم گرمی آغوش توست
دلی دارمنازنین که همیشه پیش توست
کی به تو گفته دیگه تو را نمی خوام
با دلی عاشق بدنبالت نمی آیم
کی به تو گفته دیگه دوستت ندارم
گل بوسه بر سر راهت نمی کارم

[ ۱۳٩۳/۱٠/۱٥ ] [ ٧:٥٥ ‎ب.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

دلم شور میزند
وای اگر نیایی
دردهای انباشته در سینه ام را برای که خواهم گفت
چه کسی موهای پریشان چون روحم را نوازش خواهد کرد
وچگونه به این قلب بی قرار بگویم تو مرا نخواستی
چگونه باور کنم دنیا درهای خوشبختی را به رویم می بندد
چگونه دنیا را بی خورشید تحمل کنم
دلم برای تو شور میزند
تویی که ندارمت

[ ۱۳٩۳/۱٠/۱۱ ] [ ٤:٠۱ ‎ب.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

 

این شهر

کافه ای

سکویی

گوشه ای

حتی نیم دیواری

برای درددل

درجیب های خالی اش ندارد

[ ۱۳٩۳/۱٠/۱۱ ] [ ۳:٥٦ ‎ب.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

آخرین شعر مرا قاب کن و پشت نگاهت بگذار

تا که تنهایی ات از دیدن آن جا بخورد و بداند که دلم با توست

در همین یک قدمی …

[ ۱۳٩۳/۱٠/۱۱ ] [ ۳:٥٠ ‎ب.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

دقیقا دیگه نمیدونم از چی بنویم کمکم کنید

[ ۱۳٩۳/۱٠/٤ ] [ ۳:۳۱ ‎ب.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

نمی‌خواستم ناراحتت کنم، اما
انگار کردم

با دوست داشتن‌های زیادم
با هی بیا ببینمت‌ ها‌یم
با همیشه ببخش‌ها وُ
همیشه، دلم برای تو تنگ شده‌هایم
نمی‌خواستم ناراحتت کنم،اما
انگار کردم

وقتی که با شانه‌های بالا گرفته از تو می‌گفتم
نمی‌خواستم
وقتی که نامِ تو را بلند می‌خواندم
نمی‌خواستم
وقتی که در همیشه‌‌،
در هر‌جا
تو را صدا می‌کردم
نمی‌خواستم ناراحتت کنم، اما
انگار کردم

وقتی که آن همه تو را
خواب دیدَم...
نمی‌خواستم

اما .......

[ ۱۳٩۳/۱٠/٤ ] [ ۳:٢٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

 

ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ

ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻓﺴﺮ

ﭘﺮﺳﯿﺪﻩ ﺟﻔﺖ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎ ﺩﺭ ﭼﻪ ﻣﻮﺍﻗﻌﯽ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯿﺸﻪ ؟

ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺘﻪ : وقتی عروس شدم

ﻧﺨﻨﺪ دختره دیگه دلش شوهر میخواد  …

[ ۱۳٩۳/٩/٢٧ ] [ ٥:٥٤ ‎ب.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

21تولد شکوفه گیلاس

و

23 تولد رامکال(ابجی نائیریکا )

مبارک

[ ۱۳٩۳/٩/۱٩ ] [ ٤:۳٠ ‎ب.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

 

چرا رفتی ؟! چرا من بیقرارم

به سر سودای آغوش تو دارم

نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست

ندیدی جانم از غم ناشکیباست

 

خیالت گر چه عمری یار من بود

امیدت گر چه در پندار من بود

بیا امشب شرابی دیگرم ده

ز مینای حقیقت ساقرم ده

چرا رفتی؟ چرا من بیقرارم

به سر سودای آغوش تو دارم

همایون شجریان


[ ۱۳٩۳/٩/٩ ] [ ٧:٠٧ ‎ب.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

[ ۱۳٩۳/٩/٦ ] [ ٩:٤۸ ‎ق.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]

یه روزی عاشقتم شدم بچه بودیم یادش بخیر

هیشکی نفهمید حالمو حتی خودت یادش بخیر

 

یادمه خونه ی شما یه شهر خیلی دوری بود

سالی یه بار می دیدمت رفتنمونم زوری بود

 

یادش بخیر روم نمیشد تویه چشات نگاه کنم

همیشه آرزوم بوده اسم تو رو صدا کنم

 

خجالتی بودم ولی تمومه فکره من تو بود

تا اون غریبه اومدوعشق منو ازم ربود

 

ای یادگار کودکیم ای آسمونه سادگیم

ای خاطراته اولینو آخرین دلدادگیم

 

ای عشق اولی برام دعا کن از فکرت درام

از اون امیدو آرزو مونده یه قلب پیر برام

[ ۱۳٩۳/۸/۳٠ ] [ ٦:٢٧ ‎ب.ظ ] [ مهدی نصراللهی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دانشجوی مکانیک طراحی جامدات اهل اراک.مدل68 (12/31)که ..... هیچی بابا کلا ادم مزخرفیم
صفحات اختصاصی
RSS Feed